مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۲۲): پورپیرار- پوریم و امان از بی­سوادی!

نمودی ديگر از بی سوادی مطلق ناصر بناکننده (= پورپيرار جعلی)

چند روزی که بنده سرگرم کارهای دیگر بودم و راست و حسینی­تر بگویم، همچون بسیاری از افراد نسبت به نوشته­های پورپیرار چنان بی­خیال شده­ام که رغبتی برای نوشتن در مورد او را ندارم.

او چنان به جفنگ گویی افتاده است که نزدیک­ترین حامیانش هم از او ناامید شده­اند. امروز نام پورپیرار چنان بی­اعتبار و آبرو برنده شده است که طرفدارانش هم جرات نمی­کنند بگویند این حرفها حرف پورپیرار است. زیرا پورپیرار برابر با بی­اعتباری شده است. فکر کنم چند وقت دیگر تمام انسان­های نامعتبر و دروغگو را پورپیرار خطاب کنند و پورپیرار از یک «نام جعلی» به یک صفت تبدیل شود (جعلی از این جهت که نام اصلی او بناکننده است).

آنگونه که پیداست، پورپیرار از این موضوع ناراحت شده و دل آزردگی خود را به شکل زیر بیان داشته و ناراحت است که چرا کمتر به سراغ نوشتار بی­پایه و اساسش می­روم و کمتر آبرویش را می­برم!

نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 24 مهر1386 ساعت: 6:42

آقای عابدی. …………. مدتی هارت و هورت می کنند و بعد هم مثل آن پهلوان پنبه که خود را ذوالقرنین گمان می کرد و چندین و چند نفر دیر گم و گور می شوند.

آقای سلام. این آقای رضایی، که مرد محترم و موجهی است، مانند رییس اش سلیمی نمین، که گرچه مسلمان اند، بدون رعایت اصل و حق قرآنی ضرورت رعایت امانت، هر دو بدون ذکر ماخذ، حرف های مرا این جا و آن جا، با تفاخر و باد و ورم، به نام خود جار می زنند، ظاهرا فراموش کرده اند که برای تفهیم هر جمله ی این مطالب، چه قدر در دفتر کار خودشان وقت صرف کرده ام. منتظر باشید تا در این باره یادداشت روشن کننده ی کاملی بگذارم.

بیچاره سلیمی­نمین! آقای پورپیرار، تو خودت می­دانی که به سلیمی­نمین و نیک­آیین بسیار بدهکاری و اگر اینها نبودند تا حالا چند بار چرخهایت را بالا داده بودند و به قول معروف روی چال رفته بودی!

البته جناب پورپیرار بایستی بدانی که آنها از تمام نظراتت آگاه نبودند و آگاهی آنها از نظراتت درباره شیعه نتایج بسیار جالبی داشته است. تازه این اول راه است، منتظر اتفاقات بزرگتر باش.

البته آقای پورپیرار حق دارد که از سلیمی­نمین بنالد و او را متهم به دزدی نظراتش کند ولی آگاهی سلیمی­نمین از این نوع نوشتار پورپیرار درباره خودش بسیار جالب خواهد بود. منتظر نوشتار روشن­کننده پورپیرار می­مانیم تا بدانیم چگونه پورپیرار در دفتر کار آقای سلیمی­نمین برای وی کلاس خصوصی می­گذاشته و او را تفهیم می­کرده است!!!

بگذریم. حساب پورپیرار به خود آقای مهندس عباس سلیمی­نمین وامی­گذاریم.

آقای ناصر بناکننده (همان پورپیرار جعلی) سر جایت بنشین و بقیه را تشویق به نقد نکن! همین جوری هم مسخره خاص و عام شده­ای!!!! ولی اگر دلت برای دیدن گندهایت تنگ شده است، در این یادداشت یکی از آن­ها را جلوی چشمت می­گذارم تا عبرتی برای تو و دیگر ایران­ستیزان گردد. تا همه بدانند، تو همانی که از مقدمات تاریخ هم بی­اطلاعی.

ناصر بناکننده یا همان پورپیرار جعلی اینگونه ادعا می­کند که اولین کسی است که تورات را به عنوان منبعی تاریخی مورد توجه قرار داده است!!! او همچنین دست تمام مفسران تورات را نیر از پشت بسته و خود، یک یهودی تمام عیار شده است. این موجود بی­سواد مدعی است که تمام بخش­های تورات را فوت آب بوده و به همین دلیل توانسته است یکی از جنایتهای یهود را (پوریم) کشف کند!!!

حال تا اینجا را داشته باشید!

همچنین او مدعی است که از خود یونانی­ها آنها را بهتر می­شناسد

مثلا:

1- وی به خوبی می­داند که اشکانیان یونانی بوده­اند و یونانی­ها هنوز متوجه این موضوع نشده­اند.

2- او به خوبی می­داند که یونانی­ها حرف «ش» را دارند اما خود یونانی­ها از موضوع اطلاع ندارند.

پس پورپیرار به تورات و زبان یونانی آگاهی کامل دارد (البته ارواح مشکش!)

حال ببینیم او چقدر از تورات آگاهی دارد. اعضای نامحترم گروهک تجزیه طلب پانترک نترسند! به بخشی از تورات می­پردازم که پورپیرار مدعی اکتشاف در آن بخش است و تا امروز بیش از 100 یادداشت برای اثبات درستی این بخش از تورات مرقوم فرموده و باعث شادکامی اربابان اورشلیمی خود شده است.

پورپیرار این استاد تمام دوران­ها که دارای مدرک فوق تخصصی دیپلم است!!!! در پاسخ به یکی از چاکران نوشته است:

نويسنده: ناصر پورپیرار يکشنبه 23 مهر  1385 ساعت: 0:51

آقای تلمیذ. زیگورات بودن تخت جمشید امری اثبات شده است [ !!!!!!] و بقایای موجود از دو معبد ایلامی در کنار بناهای منتسب به داریوش و خشایارشا که فرصت تخریب آن را نداشته اند، … ………………………… XERXES نامی است که تورات بر سلطان هخامنشی زمان اقدام پوریم گذارده است که به خشایارشا تعبیر شده، و اینک نیز با همین تعبیر مصرف می شود. پیش­تر نوشته­ام که از نظر دورانی این سلطان باید که داریوش باشد، آن گاه شاید با احتیاط تمام بتوان گفت که XERXES، یا اخشورش نام یهودی داریوش بوده است.

پورپیرار در خیال خود اثبات می­کند که تخت جمشید زیگورات است!!!! بگذریم که پیشتر آن را معبدی یهودی دانسته بود!!!! آن­هم کپی معابد اورشلیمی!

اگر چه همین نکته برای یک یادداشت خنده­دار برای به مسخره گرفتن کل هیکل پورپیرار کافی است ولی از کنار آن گذشته و تمرکز شما را به خطی جلب می­کنم که با رنگ زرد مشخص شده است. پورپیرار که به شدت از درد بی­سوادی در رنج است مدعی شده است که:

1- Xerxes نامی است که تورات به پادشاه زمان پوریم داده است!!!!!

2- Xerxes، یا اخشورش نام یهودی داریوش است!!!!!!!!!!!!

3- بخش 2 می­گوید که Xerxes واژه­ای یهودی است!!!

بنازم به این همه ثوات (=سواد!).

همین تکه نوشتار که از پورپیرار برای شما آورده­ام چنان پر از غلط علمی است که هوش از سرتان می­پراند. همان قضیه خسن و خسین هر سه دختران یزیدند!!!!

بنده به شما جایزه می­دهم اگر توانستید نشان دهید که در تورات نامی به صورت Xerxes ضبط شده است.

مجنون مورد نظر ما فکر کرده است که Xerxes در تورات موجود است!!!! این به خوبی نشان می­دهد که پورپیرار حتی تورات را هم که مدعی است از آن به عنوان منبع تاریخی بهره برده است، نخوانده و نمی‌شناسد.

بیچاره هنوز نمی­داند که Xerxes شکل یونانی است نه نامی یهودی!!

بیچاره هنوز نمی­داند که Xerxes، شکل یونانی نام خشایارشاست و ربطی به داریوش ندارد!! اوج بی­سوادی پورپیرار این دورغگو و جاعل بزرگ وقتی هویدا می­شود که مشخص می­شود حتی مقدمات تاریخ را هم حتی به اندازه یک بچه دبیرستانی نمی­داند.

باید پورپیرار را در لیست بزرگان تاریخ جهان قرار داد! او می­گوید Xerxes همان داریوش است!!!! احتمالا داریوش هم همان کوروش و کوروش هم همان اسکندر مقدونی است!!!!!

بیچاره هنوز نمی­داند که Xerxes، در تورات نیامده و تورات پادشاه هخامنشی زمان پوریم را تنها با نام اخشورش معرفی کرده است.

به این صفحه نگاهی بیندازید.

(Xerxes: Greek form of the Persian name Khshayarsha which meant «ruler over heroes». This was a 5th-century BC king of Persia, the son of Darius the Great.)

به راستی چرا کسی که مدعی است بر زبان یونانی مسلط بوده و بهتر از هر یونانی زبان یونانی را می­شناسد و کسی که به خیال خودش درباره تورات به مکاشفه پرداخته و به کشفیات دیوانه­واری در کتاب استر دست یافته است، هنوز نام شخصیت اصلی داستانی را که ماه­هاست برای اثبات درستی آن قلم می­زند، نمی­داند؟!!!

چرا؟!

این طبل توخالی هنوز نمی­داند که در کتاب استر، شخصیت پادشاه داستان پوریم، کسی به نام اخشورش است نه Xerxes!!! به راستی که بی­سوادی و پر ادعایی درد بزرگی است.

چرا این استاد یونانی شناس هنوز نمی­داند که Xerxes شکل یونانی نام خشایارشا است؟

کسی که مدعی است: تمام این گونه آثار در سراسر کشور و از جمله بقایای ابنیه­ی پاسارگاد یونانی است (ناصر پورپیرار، جمعه، 15 دی 1385 ساعت 19:1)، استاد دیپلمه­ای است که فقط ادعا دارد و نگاه منتقدانه بر نوشتارش، بوی گند بی­سوادیش را بر هوا بلند می­کرد.

آری در مغز افلیج پورپیرار چیزی جز یک مشت خزعبلات دیوانه­وار وجود ندارد.

پورپیرار واقعا استاد گروهک تجزیه طلب پانترک است. آن گروهک را چنین استادی شایسته است.

برای اینکه بدانید او چقدر پر رو و بی­حیاست این نوشته او را هم بخوانید تا بدانید که هیچ کس یارای نقد پورپیرار را ندارد!!!!!!

نويسنده: ناصر پورپیرار يکشنبه 24 دي1385 ساعت: 0:6

آقای پشتیوان. اتفاقا تفاوت کار در همین جاست زیرا من قادرم از پس اثبات هر مدخل، در هر بابی که ادعا کرده ام برآیم و به همین دلیل به تبادل نظر و ملاحظه ی اسناد و دلایل در یک مجمع ملی دعوت می کنم، ولی آن ها غایب اند زیرا خلاف شما نیک می دانند از پس ابطال سطری از مدخل های ارائه شده در این وبلاگ و یا آن کتاب ها برنمی آیند و صلاح را در سکوت می بینند.

راست می­گوید اگر به همان شیوه که ماراتن را نام سرباز یونانی دانست و نه نام محل دشت نبرد، و Xerxes را نامی توراتی و معادل داریوش می­داند و همه­ی موارد را با قدرتی برابر با 2 اسب بی­بخار (!!!) اثبات می­کند بنده و شما کی باشیم که بخواهیم نقدش کنیم.

او به قول خودش از پس اثبات ادعاهایش بر می­آید!!

مثلا:

ثابت می­کند که باقی مانده­های ساسانیان باعث سقوط بنی امیه شدند و با همان قدرت ثابت می­کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته­اند!

او با تمام قدرت ثابت می­کند که هرگز خسرو پرویز نامه پیامبر (ص) را پاره نکرده و اصل آن یافت شده است و با همان قدرت ثابت می­کند که اصلا نامه­ای در کار نبوده و داستان آن نامه ساخته­ی یهودیان است تا ثابت کنند ساسانیان وجود خارجی داشته­اند!!

او با تمام قدرت ثابت می­کند که اسکندر مقدونی به تلافی سوزاندنِ آتن، تخت جمشید را آتش زده است و با همان قدرت ثابت می­کند که اسکندر مقدونی اصلا به ایران نیامده و با هخامنشیان نجنگیده است!!!

اصولا الان شما در حال خواندن یک متن چینی هستید!!!!!!!!!

کی حال دارد تا او را نقد کند؟!

او روی اتومات است! و خودش را به خوبی به گند می­کشد.

خدا پورپیرار را شفا دهد! و با مقتدایش صدام کافر محشور گرداند.

==============================================

اوساي بی ستاره! (پورپيرار)

22 دیدگاه »

  1. ا. پریان said

    درود بر شما جناب ایران
    برای شما آرزوی موفقیت دارم. خوشحالم که تارنگار نوین تان را راه اندازی کردید. در راهی که برای پاسخ به این دلقک در پیش گرفته اید پیروز باشید. او هیچ کاری نمی تواند انجام دهد و تنها خودش را مسخره کرده است.

    در نخستین فرصت برای شما میل خواهم فرستاد. با سپاس فراوان

  2. درود بر دوست گرامی. خسته نباشی. من چندین سال است نوشته هایت را می خوانم. از وبلاگت دربلاگفا تا اینجا… راستی را که بسیار زمان گذاشته ای برای رد یاوه ها و گزافه های این پان عربیست. من چندی پیش نوشته ای از بایگانی ایشان خوتمدم که درباره خط میخی بود و همان سخن داریوش بزرگ د ر سنگنبشته تخت جمشید ( خداوند این کشور را از دروغ و دشمن و خشکسالی بپایاد) ایشان با بیشرمی و زشتی واژه ی «ئی مام» را که به معنای این … را» می باشد، » امام» خوانده است وگفته که برخی پاستان پرستان این تصویر و نوشته را بر سر در وبلاگ خود می گذترند و نمیدانند که جعلی است و واژه » امام» در آن چه می خواهد. و با ریشخند می گوید که شاید داریوش حزب الهی و پیرو امامان و ولایت و …. بوده است .( می دانید که ضمیر اشاره این «ئی مَه» در هنگامی که در جایگاه مفعوا آشکار و مونث باشد، صرف می شود و ئی مام» نوشته می شود و این واژه در همه ی یا بیشتر نوشته های میخی پارسی باستان بسیار به کار رفنه) این کارش را را چه نام بگذاریم ؟؟؟؟؟؟؟؟.
    در زمیانی بهتر، ( شاید چندساعت دیگر چون اکنون اندکی بی حوصله ام) درست تر و دقیق تر با دادن نشانی ان نوشتار و سخنان وی نمونه هایی از کاربرد این واژه را ، در نوشتاری گسترده برایت می نویسم که اگر خواستی در وبلاگت بگذاری ( چون من وبلاگ ایرانشانس ام را تازه آغاز کرده ام و کم بیننده است)تا همهگان بیشتر از این شیادی های پسر پارسال و پیرارسال!!! که به راستی اندبسه اش سالها و سالها واپس مانده و خشکیده،
    پدرود باشی دوست خوب و میهندوستم.

  3. درود … پاینده ایران

  4. درود .

    ایران و ایرانی تا کنون سیلابهای متعفنی از تهاجمات فرهنگی را در خود چون آبشویه ای ( کنج آب ) دفع کرده ، پورپیرارها حباب نمایی می کنند … !

    ..پاینده ایران

  5. درود بر تو و خسته نباشی . من از سه چهار سال پیش (به گمانم) نوشته هایت را درباره این تاریخ نگار تاریخساز دنبال می کردم و راستی را که خاکی بر دهن یاوه گویی هاش ریختی . من مدتی کوشیدم تا دروبلاگ ایشان با فرهنگ و فرهیخت و بی توهین و اؤام با ایشان گفتگو کنم و . نشد. چون ایشان تنها تاب شنیدن ستایشهای سرسپردگانش را دارد و. بگذریم . … من در وبلاگی تازه ساخت . بر آن شدم تا دروغها و پنداربافی های وی را در اندازه دانشم (به ویژه در زمینه زبانشناسی و زبانهای باستانی و ادب پارسی) بررسی و نقد و.رد کنم. این کار را با یک دروغ بزرگ و شیادی وی آغاز کاردم. خوششود می شوم شما هم نوشته ام را بخوانید . البته شاید پیش از این کسانی این دروغ سازی و حقه بازی او را دریافته باشند ولی من در جایی ندیدم. چشم به راه رایانه ام آمدن و رای و تگر شما را.پدرود باشی

  6. نام وبلاگ من این است:

    http://www.iranshenakht.wordpress.com

  7. راستی یادم رفت بگویم که به به تارنگاشت تو هم پیوند دادم . تو هم اگر نوشتار مرا اندکی ارشمند یافتی خشنود می شود که پیوند دهی چون وبلاگ تو پرخواننده و پر پیشینه است و از آن ِ من تاز ساز و در آغاز را و نوپا و بی خواننده!!!
    http://WWW.IRANSHENAKHT.WORDPRESS.COM

  8. آنتي پورپيرار said

    درود بر ايران عزيز
    از ديدن دوباره وب لاگت بسيار خوشحال شدم. با اميد موفقيت بيشتر براي آن دوست فرهيخته

  9. با نوشتارهایی به نام «رویارویی ایمان و کفر در رباعیات خیام » و»گذری بر بروجرد» و «شاهنامه های پیش از شاهنامه فردوسی » و یکی از سروده هایم به نام «کورش در من» به روز هستم

  10. mangelo said

    چقدر خودتو لوس می کنی؟!

  11. درود بر شما دوست مهربان و قدیمی
    از دیرباش بسیار طولانی ام در تارنمای شما بسیار شرمگین و آزرم دارم.
    امید دارم از من خرده مگیرید.
    سروده ای تازه با نام » اینجا هیچ چیز از آن ما نیست» در تارنمایم قرار داده ام.
    شما را به خوانش آن فرا می خوانم.
    پیشاپیش نوروز هم بر شما فرخنده باد.
    امیدوارم همواره نویسا و توانا باشید.
    در پناه یزدان
    تا درود و دیداری دیگر بدرود

  12. با سلام
    من کشفی نموده ام که پورپیرار از آن بی خبر است و با یک دلیل انکار ناشدنی ثابت نمودم که تمدن ما قدمتی کمتر از نیم قرن دارد.

  13. ناشناس said

    پیروز باشی

  14. بردیا said

    درود
    این همانا مشتی آهنین بر دهان این عرب لیس کمونیست است

  15. afshin said

    [گل] درود گرامی …

    من بروزم با :

    مهم ترین فرقه های شیعه ….

    منتظر حضور پر مهر و سبزتم –

    خداوند نگهدار ایران و خلیج فارس باد [گل]

  16. امیر said

    سلام.

    من در حال تحقیق در مورد صحت ادعاهای پوریم بودم در بین صفحات باز شده مطالب شما را خواندم . ممنونم که حداقل کسی هست جلوی اون مریض رو بگیره.

    مطمئنن مطالب شما تنها جنبه پاسخگویی به او را ندارد و می توان در بین مطالب چیزهای بسیاری آموخت.

    ممنونم./
    دشتی

  17. زمانی said

    سلام
    یک ضرب المثلی هست که میگه هیچ کس به سگ مرده سنگ پرتاب نمیکند

    اگر واقعا چرتو پرت هستند نباید حساسیت نشون بدید
    نگران چی هستید؟
    بگذارید مردم خودشان در مورد این مسائل تصمیم گیری کنند

    • zulqarnain2 said

      سلام
      با شما موافقم
      فقط من هم یکی از مردم هستم

  18. سلام دوست گرامی، به وبلاگ من سری بزنید.

  19. درود
    .
    .
    .نرم افزاری عجیب از شاهنامه فردوسی
    .
    .
    چشم در راه هم ….[گل]

  20. فرید said

    سلام
    با همه احترام و ارزشی که برای شما قائلم اما میخواستم یک نکته رو برای شما یادآوری کنم.
    شخصا سال هاست که خواننده اینجا هستم و البته در مطلبی که حدود سه سال قبل نوشتم در وبلاگ خودم با عنوان » هردوت در تهران » این آقای ناصر بنا کننده رو نقد کردم! البته من در حد عقل و دقت خودم اون مطلب رو نوشتم و ادعایی هم درباره اش ندارم اما اصل حرفم در این باره است که وقتی خیلی از کسانی که امثال من نگاهشون به گفتار و نوشتار شماست که با توجه به ابعاد علمی و تجربی و تحقیقاتی و اشرافی که بر تاریخ و حواشی اون دارید، پوزه آدم های دون مایه ای مثل این شخص رو با نوشته های روشنگرانه به خاک بمالید، پس این حرف که حس کردید نیازی به جوابگویی حرفهایش نیست، از نظر ما حتما دلیلی نا موجه تلقی خواهد شد.من بنابر میلی که به روشن شدن زوایای تاریک تاریخ این سرزمین مظلوم داشتم و دارم حتی درباره وب شما با دوستانم صحبت های فراوان داشتم و لینکی از شما در گوشه وبلاگم قرار دادم تا همیشه در دسترسم باشید، حال آنکه مدت هاست این وبلاگ بدون مطلب تازه و افشاگرانه، در پایین ترین جایگاه ممکن در لینک های دوستان من قرار گرفته.
    ضمن احترام مجدد به شما و تلاشی که مصروف در بازگویی حقایق تاریخی دارید، اعلام میکنم که در این راهی که آغاز کرده اید لطفا صبور و مداوم باشید.دل های ما گرم به گفتار و نوشتاری است که اینجا قرار داده میشه تا اذهان آلوده رو نور آگاهی و بصیرت ببخشد.
    بازهم از شما سپاسگزارم.
    تا بعد…

    • zulqarnain2 said

      دوست گرامی سلام
      به دلیل حذف ناجوانمردانه وبلاگ اصلی ، اینجا را به عنوان پشتیبان راه انداختم

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: