مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۱۹): پورپیرار و مجري پوريم !

پیش از نگارش لازم می­دانم جمله­ای از ناصر بناکننده (با نام جعلی ناصر پورپیرار) را بیاورم تا شما در شناخت این دروغگوی بی­سواد، آسوده خاطرتر باشید. پورپیرار در پاسخ به یکی از مریدان نوشته است که:

نويسنده: ناصر پورپیرار پنجشنبه 13 مهر1385 ساعت: 20:13

آقای سنباد. حتی کلمه ای از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران در حوزه ی بحثی که ارائه می دهد، مخدوش نیست و به بازبینی نیاز ندارد.

همانگونه که بهتر از من می­دانید این روزها پورپیرار تمام قدرت خود را در بوق کرده و فریاد می­زند که از پس پوریم تا زمان صفویه یعنی به درازای حدود 2000 سال کسی در ایران و خاورمیانه زندگی نمی­کرده است و تمام مردم این سرزمین­ها توسط هخامنشیان قتل عام شده بودند!!!! همچنین وی پادشاهی هخامنشیان را محدود به کوروش تا مرگ داریوش اول هخامنشی می­داند:

نويسنده: ناصر پورپیرار جمعه 3 آذر1385 ساعت: 5:10

آقای تلمیذ. در جهان هرگز قدرتی به نام امپراتوری هخامنشیان ظهور نکرده و سراپای حضور آن دار و دسته ی به هخامنشیان معروف شده از رسیدن شمشیر به دستی به نام کورش در بابل تا مرگ داریوش اول که پایان دوران هخامنشی و امحا’ کامل تمدن منطقه به سبب اجرای توطئه­ی پوریم است، قریب 60 سال بیش تر نگذشته است.

حال با خود این جمله ناصر بناکننده (همان دارنده­ی نام جعلی ناصر پورپیرار) را زمزمه کنید: حتی کلمه ای از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران در حوزه ی بحثی که ارائه می دهد، مخدوش نیست و به بازبینی نیاز ندارد. از شما باز هم خواهم خواست تا این جمله را زمزمه کنید تا ببینید مرز بی­سوادی پورپیرار و طرفدارانش کجاست.

نوشته­های پورپیرار می­گوید:

1- حتی کلمه­ای از کتاب­های پورپیرار مخدوش نیست.

2- دوره هخامنشیان از کوروش شروع شده و با مرگ داریوش اول پایان یافته است.

3- پوریم در زمان داریوش اول اتفاق افتاده است .

حال برای اینکه ببینیم پورپیرار (بناکننده) راست می­گوید یا نه؟ به سراغ کتابش می­رویم و برای ایجاد خنده بخش­هایی از آن را برای دوستان و دشمنان بازگو می­کنیم تا خود قضاوت کنید و ببینید که بناکننده یا همان پورپیرار جعلی، کتابهایش را قبول دارد یا ندارد، و اینکه آیا کتاب­هایش نیاز به بازنویسی کلی دارد یا خیر!

در صفحه 244 کتاب برآمدن هخامنشیان می­خوانیم:

آیا او ] داریوش[ نخست، پرستنده­ی دین موسی بوده که به ضرورت آشکار نکرده است؟ از استقرار داریوش تا ظهور اسکندر، دربار هخامنشیان را، بدون هیچ پرده پوشی، در تیول کامل رهبران و رسولان یهود می­بینیم … (برآمدن هخامنشیان، ص 244 و 245)

یعنی چی؟!

پورپیرار امروز می­گوید حکومت هخامنشیان 60 سال بوده و با مرگ داریوش تمام شده است و معتقد است اسکندر در پایان هخامنشيان نقشی نداشته است و اصولا جنگی بین هخامنشيان و اسکندر روی نداده است و ديروز در کتابش از دوره هخامنشیان در دامنه زمانی بین استقرار داریوش تا ظهور اسکندر حرف می­زد!!!!

پرسش: حرف امروزش غلط است یا حرف دیروزش؟

اگر امروزی درست است و نوشتار کتابش غلط است پس با این جمله چه کنیم که: حتی کلمه ای از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران در حوزه ی بحثی که ارائه می دهد، مخدوش نیست و به بازبینی نیاز ندارد. !!!!

به هر حال یکی غلط است. انتخاب با خودتان!

بناکننده (همان پورپیرار جاعل)، در صفحه 246 کتابش نوشته جالبی دارد. او که امروز معتقد است کم­ترین خدشه اساسی بر بخش تاریخی تورات وارد نیست (ناصر پورپیرار، 18 اردیبهشت 1385، پاسخ به آقای اتحادیه)، در کتابش نوشته است:

آیا آشکارتر از این، اسنادی در اثبات سلطه یهود بر دربار هخامنشیان می­توان آورد؟ در این جا نیز تورات کوشیده است دوران داریوش را با زمان اردشیر عوض کند ، چرا که می دانیم عزرا ، نحمیا ، مردخای ، استر ، و دانیال از اسرای بابل بوده­اند و در این صورت ساقیگری نحمیا در بیستمین سال سلطنت اردشیر ، لااقل در 150 سالگی او خواهد بود (برآمدن هخامنشیان ، ص 246).

و سپس با آوردن شرحی از نحمیا، ادامه می­دهد که:

می­توان نمونه­های غیر عادی دیگری از اصرار غیر عادی تورات در انتقال حوادث ایام داریوش ، به دوران خشایارشا و اردشیر آورد ، که آغاز اقتدار او درست صد سال پس از آغاز اقتدار داریوش است و اگر بخواهیم حیات این مردان و زنان را ، که همگی از اسیران آزاد شده­ی بابل­اند، آن طور که تورات توصیه می­کند ، تا زمان اردشیر به درازا بکشانیم ، آن گاه عمر تک تک آن­ها از 160 سال نیز در می­گذرد (برآمدن هخامنشیان ، ص 246).

در اینجا می­بینید که پورپیرار به خوبی غلط­ هایی از کتاب مورد علاقه­اش (تورات) گرفته و ثابت می­کند که تورات، دروغ نوشته است و موارد یاد شده در کتاب نحمیا و عزرا، در زمان داریوش اتفاق افتاده است و تورات اصرار دارد که زمان وقوع آنها را تغییر دهد!!!

پورپیرار سپس نوشته جالبی می­آورد و مدعی می­شود که تورات کوشیده است مردخای و استر را به دوران خشایارشا پرتاب کند، پورپیرار دلیل جالبی دارد! او می گوید: مردخای و استر از اسرای بابل بوده­اند، پس اگر استر بخواهد ملکه خشایارشا شود بایستی در زمان عروسی بیش از 120 سال داشته باشد، بخوانید:

همچنین است ذکر نام مردخای و نیز استر، که ملکه­ی دربار داریوش بوده است ولی تورات ، هر چند عمر این ملکه به زمان خشایارشا از 120 سال درگذشته است، ولی او را به خشایارشا می­بخشد و قدرت مردخای را به دوران خشایارشا منتسب می­کند (برآمدن هخامنشیان ، ص 247)

پس به یاد داشته باشید: مردخای و استر در زمان داریوش بوده­اند. این را خود پورپیرار ثابت کرده است!!

در ادامه ناصر بناکننده (همان ناصر پورپیرار جاعل)، شرح بلند و بالایی از کتاب استر را آورده و باز هم ثابت می­کند که استر در زمان داریوش بوده است و پوریم در زمان داریوش اتفاق افتاده است و پوریم همان مغ کشی است!!!!

این حادثه ] پوریم[ را نیز تورات به اواخر دوران خشایارشا می­رساند که نادرست است زیرا می خوانیم که مرخای در زمره اسرای بابل بوده است. اورشلیم در سال 586 پیش از میلاد سقوط می­کند و سلطنت خشایارشا در 465 ، یعنی 121 سال پس از پیروزی نبوکدنصر پایان می­یابد. بدین ترتیب اگر مردخای را در ابتدای اسارت حتی 9 ساله فرض کنیم، در اواخر سلطنت خشایارشا پیرمردی 130 ساله بوده است که با توصیف تورات تطبیق نمی­کند ، اما اگر زمان حوادثی را که تورات برشمرده طبیعتا به دوران داریوش متعلق بدانیم، آن گاه یک گره کور دیگر از تاریخ هخامنشیان گشوده می­شود و آن اشاره­ای است که به «مغ کشی» در اوایل سلطنت داریوش شده است. (برآمدن هخامنشیان ، ص 249 و 250) ……. چرا نمی­توان جشن مغ کشی دوران داریوش را ، با این تصویر دشمن کشی یهود و جشن یوریم در تورات یکی دانست؟ آیا این رخداد را نمی­توان تصفیه نهایی و سراسری مخالفانی دانست که از زمان کمبوجیه نسبت به رسوخ یهود در دربار هخامنشیان و در امور کشور بیمناک بوده­اند؟ طبیعی است اگر چنین مقاومتی را بپذیریم باید پرچم­دار آن ، نمایندگان چند گانه پرستی ایران کهن بوده باشند ، که تاریخ آن­ها را به نام مغ می شناسد. (برآمدن هخامنشیان ، ص 250)

از نوشتار پورپیرار بر می­آید که:

1- استر ملکه داریوش بوده است

2- مردخای در زمان داریوش می­زیسته است

3- پوریم همان مغ کشی است

4- پوریم در اوایل حکومت داریوش اول اتفاق افتاده است

5- پوریم باعث حذف هخامنشیان نشده است

حال این جمله پورپیرار را دوباره بخوانید: در جهان هرگز قدرتی به نام امپراتوری هخامنشیان ظهور نکرده و سراپای حضور آن دار و دسته ی به هخامنشیان معروف شده از رسیدن شمشیر به دستی به نام کورش در بابل تا مرگ داریوش اول که پایان دوران هخامنشی و امحا’ کامل تمدن منطقه به سبب اجرای توطئه­ی پوریم است، قریب 60 سال بیش تر نگذشته است(!!!!).

پورپیرار در کتابش معتقد است که پوریم (= مغ کشی) در زمان داریوش اول اتفاق افتاده است آن­هم در اوایل حکومتش و صد البته خبری از حذف هخامنشیان در اثر پوریم دیده نمی­شود. در آذرماه 1385 نظرش را وسعت داده و پوریم را به یک قتل عام در پهنه خاور میانه گسترش داده و بیان می­دارد که کل دوره هخامنشیان حدود 60 سال به طول کشیده است (یعنی تا پایان پادشاهی داریوش بزرگ هخامنشی). بر این اساس باید بپذیریم که هیچ کس، پس از داریوش به پادشاهی نرسیده است، چون ایران و خاورمیانه در اثر پوریم خالی از سکنه بوده است و اصولا طبق نظر پورپیرار پس از داریوش اول، پادشاهی هخامنشی به پایان رسیده است!!!!

صبر کنید!

هنوز از اثبات اینکه پوریم در زمان داریوش اول اتفاق افتاده و پس از او کسی به پادشاهی هخامنشی نرسیده، نگذشته که پورپیرار مشت محکمی بر دهان خودش می­زند!!!

پورپیرار در یادداشت پوریم 57 عکس زیر را گذاشته و زیر آن چنین نوشته است:

این کتیبه خشایارشا در دروازه ی ورودی و نخستین علامت حضور او در ابنیه ی تخت جمشید است. اندک تردیدی در قدمت و کهنگی آن نداریم و متن آن به روشنی گواهی می دهد که خشایارشا به هنگام بنای دروازه ی ورودی تخت جمشید، سلطان سلسله بوده است (پوریم 57)

ای بابا!

این بناکننده (همان پورپیرار جعلی) همه طرفدارانش را ناامید کرده است. یکجا با تمام قدرت از پایان حکومت 60 ساله هخامنشیان در پس داریوش اول سخن می­گوید و یک جا با همان قدرت (!!!!!) اندک تردیدی در مورد کتیبه و پادشاهی خشایارشا ندارد!!!!!! (به عنوان سلطان سلسله توجه بیشتری بکنید).

احتمالا داریوش بزرگ، پسر خشایارشا بوده است!!! در غیر اینصورت چطور قبول کنیم که کسی بعد از داریوش اول به پادشاهی نرسیده و همزمان بپذریم که خشایارشا سلطان سلسله بوده است!

خود کمی فکر کنید.

پاداش کسانی که به راهبری یک گمراه دلخوش می­کنند چیزی جز رسوایی نیست.

والله مع الصابرین

صبر داشته باشید تا رسوایی پورپیرار را بیشتر ببینید.

و مکرو و مکرو الله و الله خیر الماکرین

============================================

زمان وقوع یک حادثه با منطق !! پورپیراری

مدخلی بر سندشناسی و چهره خوانی به سبک پورپیرار

اشتباه های بسیار شگفت!! فرانسوا والا دانشمند فرانسوی

گل نوشته هاي تخت جمشيد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: