مشتی خاک بر دهان پورپیرار (13): پورپیرار و وسعت پوریم

وسعت پوریم ؟!!

ناصر پورپیرار این پیامبر گروهک تجزیه طلب پانترک و عمله­ی داخلی سازندگان فیلم ضد ایرانی 300، بر اساس بخشی از تورات (کتاب استر) معتقد است که در زمان داریوش بزرگ و بعضی وقت­ها می­گوید در زمان خشایارشا! ، یهودیان به هخامنشیان که بازوی نظامی آنها بوده­اند دستور می­دهد که تمام مردم شرق میانه را از دم تیغ بگذرانند!!!! مطلب زیر را بخوانید تا بدانید او چه می­گوید.

اينک حجت بر همه تمام است. ديگر می‌دانيم که يهوديان در اواخر دوران داريوش اول، و آن زمان که دفاع جمعی، سراسری و متحدانه‌ی اقوام شرق ميانه، متجاوزين هخامنشی را به آستانه‌ی شکست کامل کشانده بود و به تصريح تورات، مردم ممتاز منطقه‌ی ما، پيش شرط اين شکست را، قتل عام همزمان يهوديان خزيده در ميان اقوام اين خطه تشخيص داده بودند، يهوديان و باز هم به تصريح تورات، با سود بردن از شبکه‌ی اطلاعاتی پنهان خويش و پس از آگاهی از اين نيت جمعی، تصميم به پيش دستی می‌گيرند و با کمک عوامل نظامی هخامنشی، در يک يورش و شبيخون برنامه ريزی شده‌ی منظم و کودتا‌گونه‌ی پر از سبعيت، چنان که الگوی تمام کودتاهای پس از پوريم شده است، نخست سازمان‌های رهبری و برجستگان و هدايت کنندگان اقوام و سپس در آشفتگی و هراس به وجود آمده‌ی بعدی، فرد فرد زندگان ساکن سراسر شرق ميانه را، در اقدام پليدی که خود پوريم نام داده‌اند، قتل عام می‌کنند. اينک با ادله‌ی کافی می‌توان عرضه و اثبات کرد که شمار بس اندکی از بوميان ساکن جنوب دريای خزر، لرستان و کردستان و خوزستان، که جغرافيای سکونت‌شان اجازه‌‌ و امکان گريز به اعماق جنگل‌ها، ستيغ کوه‌ها و بن هورها و نيزارها را برای نجات می‌داده ، هرچند از اين آدم ‌کشی بی‌قياس مصون مانده‌اند، اما تا پايان قرن اول هجری، چنان که فقدان کامل يافته‌های باستان شناسی گواهی می‌دهد، هرگز به شهرنشينی و تجمع و توليد بازنگشته‌اند. ………. آن چه را من به مدد اسناد و قرائن و اشارات و امارات گمانه می‌زنم، امحاء کامل قريب ۳۰ ملتی است که در فهرست مقبره ی کورش نام برده شده است. ………. در فاصله‌ی پوريم تا قرن دوم هجری، می‌توانيم با يقين کامل اعلام کنيم که تمام يافته های باستان شناختی مکشوفه در سراسر شرق ميانه، جز دو تاريخ توليد ندارند: يا متعلق به پيش از رخ داد پوریم­‌اند و يا از قرن دوم هجری به بعد ساخته شده اند. ……….. برای استحکام اين نظر کافی است به نخستين دست ساخته‌های اسلامی در شرق ميانه و از جمله به نمونه‌ی سفال‌هايی توجه کنيم که در قرن دوم هجری در نيشابور، بغداد و سامره توليد شده اند. (پورپیرار، حجت بر همه ی ما تمام است؟! 2/6/ 1384)

در این یادداشت می خواهم به وسعت پوریم مورد ادعای پورپیرار بپردازم.

بر اساس نوشتار پورپیرار:  

1- مردم خاورمیانه قصد داشته­اند هخامنشیان را شکست دهند و پیش شرط چنین اقدامی، قتل عام یهودیان بوده است!!!!!

در اینجا ظاهرا پورپیرار به چند نفر از مردمان آن روزگار زنگ زده و اطلاعات کاملی دریافت کرده است. اصولا چرا کشتن يهوديها پيش شرط سقوط هخامنشيان بوده است؟ بگذریم که در اینجا موذیانه تلاش دارد القا کند از دیر باز مردم خاور میانه در فکر قتل عام یهودیان بوده­اند، به واژه قتل عام توجه کنید.

2- یهودیها در 2400 سال پیش دارای چیزی شبیه موساد امروز بوده­اند!!!!!!

3- اطلاعات جمع شده به یهودیها نشان داده که اوضاع خراب است! بر اساس همین اطلاعات، نخست سازمان‌های رهبری و برجستگان و هدايت کنندگان اقوام و سپس فرد فرد زندگان ساکن سراسر شرق ميانه را می­کشند!!!!

4- به روشنی ادعا می­کند که تمام يافته­های باستان شناختی مکشوفه در سراسر شرق ميانه، جز دو تاريخ توليد ندارند: يا متعلق به پيش از رخ داد پوریم­‌اند و يا از قرن دوم هجری به بعد ساخته شده اند.

البته بعدا خواهیم دید که مرز زمانی درنوردیده شده توسط پورپیرار از قرن دوم هجری فراتر رفته و ادعایش را تا زمان صفوی گسترش خواهد داد که در جای خود ماجرای خنده­داری است که به آن خواهیم رسید.

اگر چه واژه فرد فرد به خوبی گویاست ولی ظاهرا خودش هم می­دانسته چه حرف بی­ربطی زده است و برای اصلاح آن مدعی می­شود که در برخی جاها عده­ای زنده مانده­اند!!!!! اما در ادامه خواهیم دید که او بیشتر طرفدار همان کشتار همگانی تمام مردم خاورمیانه است!

اگر یادتان باشد، دکتر ترکی مقاله­ای در رد نظر پورپیرار در مورد سلمان فارسی نوشته بود. پورپیرار در مقام پاسخگویی نوشت:

آقاي تركي، من تنها منكر وجود سلمان نبوده‌ام، مطلب وسيع‌تر از آن است كه پنداشته‌ايد: نوشته‌ام سلمان هم جزئي از محتويات بسته بندي دروغي است كه يهوديان درباب هستي ايران پيش از اسلام، به فرهنگ منطقه تحويل داده‌اند، زيرا اكنون مي‌توانم لااقل از پانزده مسير جداگانه اثبات كنم كه پس از نسل كشي كامل مردم شرق ميانه، به وسيله يهوديان، در پايان حكومت مشترك داريوش اول و خشايارشاه، كه تورات از آن با عنوان قتل عام پوريم ياد مي‌كند، به درازاي 1200 سال، يعني تا ظهور اسلام، جنبنده‌اي در جغرافياي فرضي ايران زندگي نمي‌كرده است، تا يكي از آن‌ها ابتدا گبر باشد، بعد مسيحي و سپس مسلمان شود!!! (به اصطلاح پاسخ پورپیرار به مقاله دکتر ترکی، خردنامه همشهری شماره شهریور 1385)

در این باب دکتر ترکی پاسخ شایسته و بایسته را به پورپیرار داده­اند. (اینجا)

پورپیرار در جای دیگر می­نویسد:

گفت و گو کنندگان به اين مطلب ورود نمی‌کردند که اگر نسل کشی سراسری پوريم را می‌پذيرند و اگر قابل اثبات است که پس از آن قصابی بی‌ضابطه، در سراسر شرق ميانه، زن و مردی را باقی نگذارده اند که فرزندی بياورند و به درازای ۱۳۰۰ سال، تا زمان طلوع اسلام، در شرق ميانه، با آن همه آوازه و استعداد صنعتی، کسی را نيافته ايم که برای استفاده‌ی تجمع و خانواده‌ی خود، يک کاسه‌ی سفالين معيوب بسازد، و حتی اگر تمام اين نابود‌گری را هم به عنوان دفاع نوع يهودی مجاز بشمريم ………………….. و برای اندازه‌گيری پی‌آمدهای ويرانگرايانه‌ی آن اقدام در تمدن شرق ميانه و سراسر جهان، آماده‌ام که با هر مرکز فرهنگی يهوديان در هر سطحی مقابله کنم و آنان را برای جعل اسناد تاريخ شرق ميانه ……………….. تاريکی‌های هزاره های شرق ميانه‌ی ممتاز …… (پورپیرار، 2/6/1384)

در اینجا باز هم می­بینید که پوریم مورد نظر پورپیرار در خاور میانه یا به قول خودش شرق میانه اتفاق می­افتد.

در 19 آذر 1384 می نویسد:

آقای محمد … این امر برای آنان چندان اهمیت دارد که تاریخ نگاری های سده ی اخیر را با قصد بیرون کردن ماجرای پلید پوریم از صورت جلسه ی حوادث تاریخی دنبال کرده اند. با تعقیب مصرانه ی ماجرای پوریم و طرح آن به عنوان حادثه ای بنیانی در توقف رشد بشری، می توانیم لباس مظلومیت دروغین را از تن یهودیت بیرون کشیم، وجدان های آگاه جهان را نسبت به نخستین نسل کشی آن ها در میان مردم ممتاز شرق میانه آگاه کنیم و تاثیر مخرب آن کشتار را در پروسه ی رشد تمدن بشری بشکافیم.

پورپیرار در 19 دی 1384:

سلام آقای یاشار. …. می بینید که چه طور حتی سیاهی لشکرهای خود از قبیل آجرلو را هم تجهیز می کنند تا نسل کشی وسیع و پلید پوریم همچنان پنهان بماند. هر نوع ولنگاری در بررسی و ارزیابی این نبرد، به از دست رفتن زمینه ی آماده و فرصت دشوار به دست آمده ی کنونی برای کشف حقیقت سرنوشت مردم ممتاز شرق میانه خواهد انجامید.

پورپیرار در 31 شهریور 1385 (یادداشت برای جلالی 2):

آخرین اطلاعات در اختیار ما می گوید که دوازده قرن قبل از طلوع اسلام، یهودیان در اقدامی پلید و چنان که در تورات مدعی می شوند، برای پیش گیری و احساس امنیت، قتل عام سراسری و کاملی را در منطقه ی ما و در سطحی اجرا کرده اند که کم ترین رد پایی از حضور انسان، در سرزمین های پوریم زده شرق میانه، در زمان طلوع اسلام دیده نمی شود و نخستین نشانه های حضور و حیات و تجمع آدمی را از اوایل قرن سوم هجری و به صورت پیاله و بشقاب های سفالی بسیار ابتدایی، از نیشابور تا سامره یافته ایم. می توانیم از مسیرهای موازی و یا مختلف، رخ داد پوریم و عواقب آن را در سطحی که برشمردم….

پورپیرار 3 مرداد 1385:

آقای البرز. بایقین کامل بدانید که پیش از ورود نیزه داران و وحشیان هخامنشی هیچ نبرد و نزاع و دشمنی میان مردم شرق میانه، الا با یهودیان نبوده است. دلیل واضح و روشن و مسلم این مطلب همان دفاع متحدانه­ی تمام اقوام منطقه ی ما در برابر استقرار قدرت هخامنشیان دست نشانده ی یهود است. این دفاع سراسری چندان قوی و یکپارچه عمل کرده است که سرانجام یهودیان به اجرای پروژه ی پوریم مجبور شده اند. زیرا اگر هخامنشیان از بومیان منطقه شکست می خوردند، انقراض نسل یهود به دست ساکنان ایران و بین النهرین مسلم بود.

پورپیرار 2 شهریور 1385:

اگر پوریم را بپذیریم، که به دنبال آن رشته ی حیات آدمی در شرق میانه گسیخته می شود

اگر بخواهم ادامه دهم از تکرار واژه­های پوریم و شرق میانه در کنار هم دچار حال به هم خوردگی خواهید شد. نمایان است که پورپیرار از شرق میانه صحبت می­کند و در ادبیات سیاسی احتماعی دنیا این واژه بار معنایی روشنی دارد و به سرزمین­هایی اطلاق می­شود که در این شکل می­بینید. بگذریم از اینکه این واژه را سربازان مامان ملکه انگلیس برای این سرزمین­ها استفاده می­کنند و دلیل آن هم اینست که خود را مرکز دنیا فرض می­کنند!!!

این سرزمین­ها (خاور میانه) تقریبا محدوده­ی فرمانروایی هخامنشیان را نشان می­دهد (شکل 1)، در واقع پورپیرار به همین دلیل پی در پی واژه­ی شرق میانه را استفاده می­کند تا نشان دهد آنها همه­ی مردم­شان را کشته­اند!!

 

شکل 1. نقشه شاهنشاهی هخامنشی در دوران داریوش بزرگ و مقایسه آن با امروز

حال! اگر نظر پورپیرار درست باشد:

یهودیان و هخامنشیان برای کشتن همه مردم شرق میانه در یک شبیخون از پیش طراحی شده!!! به چه چیزهایی نیاز خواهند داشت:

ابتدا ببینیم وسعت خیالپردازی پورپیرار کجاست؟

او مدعی است که هخامنشیان تمام مردم خود را کشته­اند! یعنی مردم ایران، عراق، اردن، سوریه، فلسطین، مصر، ایران شمالی (= جمهوری آذربایجان)، گرجستان، ارمنستان، ترکیه امروزی، بخشهایی از ازبکستان، لیبی، پاکستان و افغانستان!!!

حال وسعت این کشورها را جمع بزنید:

ایران: 1.648.195 کیلومتر مربع

عراق: 438.317

اردن: 92.342

سوریه: 183.885

لبنان: 10.452

فلسطین: 20.70

مصر: 1.001.449

ایران شمالی: 86.600

ارمنستان: 29.800

گرجستان 69.700

افغانستان: 652.090

بقیه را به پورپیرار تخفیف می­دهم! در کل می­شود: 3.776.583 کیلومتر مربع!!

توجه داشته باشيد که کل ترکيه؛ قبرس و بخشهايي از يونان امروز هم در مساحت وارد نشده است.

سرزمینی به وسعت تقریبی 3.7 میلیون کیلومتر مربع و مردمانی که قرار است قتل عام شوند!

حال برای اجرای این پروژه چقدر سرباز لازم است؟ پروژه­ای که در آن قرار است به قول پورپیرار جنبنده­ای باقی نماند!

برای اجرای ساده­ی پوریم، این منطقه را به مربع­های یک کیلومتر مربعی تقسیم کنید.

حال فرض کنید هر سرباز قادر است یک کیلومتر مربع را در روز درنوردیده و انسانهای ممتاز شرق میانه­ای آن را بکشد!

طبق کتاب استر این کشتار در 127 استان (!!!!!!) مملکت پارس  در یک روز انجام شده است (روز 13 ادار، البته در شوش یک وقت اضافه هم وجود داشته است، 24 ساعت اضافی!)

با در نظر گرفتن موارد بالا، به یک لشکر ورزیده 3.7 میلیونی نیاز است!!!!!!

حال اگر فرض کنیم 50 درصد از این سرزمین بزرگ به گونه­ای باشد که هیچ انسانی نتواند به آن پای بگذارد؛ باز هم لشکری به بزرگی 1.850.000 نفر لازم است!!!!

صد البته اینها به غذا هم نیاز داشته­اند! برای راحتی فرض کنید مردخای هر صد کیلومتر مربع را به یک نیروی تدارکاتی داده بود تا با یک موتور گازی برای سربازان غذا ببرد! (استفاده از موتور را یکی از یهودیهای هوشمند پیشنهاد داده بود!!!!).

نمی­خواهم وارد مبحث مدل­سازی شوم، ولی بدانید که در اجرای یک پروژه­ی ریشه کنی (Eradication)، مهمترین نکته يافتن آخرین افراد است. در واقع هزینه و زمان یافتن 10 درصد آخر، برابر با هزینه و وقت صرف شده برای يافتن 90 درصد اول است. من برای ساده کردن کار ، شرق میانه را شطرنجی کردم تا پورپیرار و مردخای دچار مشکل نشوند. در ضمن فرض­های نانوشته­ای داشته­ام مبنی بر اینکه ساکنان مربع­ها از خود دفاعی نشان نمی­داده­اند (که غلط است)، فرض کرده­ام هیچ فردی به بخش­های درنوردیده شده در مربع دیگری فرار نمی­کند (که این هم غلط است)، همچنین فرض کرده­ام مردم قادر به خروج از سرزمین هخامنشیان نبوده­اند (که این هم غلط است).

اگر این فرض­ها را از مدل برداشته و به مردم اجازه دهیم که از خود دفاع کرده و یا فرار کنند، و به ویژه اگر فرم شطرنجی را از مدل حذف کنیم، اجرای ریشه کنی حتی در یک سرزمین کوچک هم محال خواهد بود. مثلا اگر سرباز یا سربازهایی کشته شوند چه کسی کار آنها را تکمیل خواهد کرد؟ اصولا چه کسی دیگر سربازها را خبر می­کند و چطور خبرها منتقل می­شود؟ آن هم در ۲۴ ساعت!!

فکر کنم الان به مسخرگی نظر پورپیرار پی برده باشید.

آیا واقعا یهود و هخامنشیان که به قول پورپیرار بازوی نظامی آنها بوده­اند، چنین امکاناتی برای اجرای یک ریشه کنی داشته­اند؟

اگر داشته­اند؛ چه دلیلی داشته از مردمی که کل پیر و جوان و کودکشان 75.000 نفر می­شده ترس داشته باشند؟؟؟!!

بهتر نبود پورپیرار پیش از قتل عام مردم خاور میانه، کمی به آنچه می­خواهد بگوید فکر می­کرد تا مجبور نشود برای دفاع از يک دروغ، مجموعه ای دروغ سر هم کند!!!

===========================================

چشم مجسمه‌هاي هخامنشي در تنگه بلاغي كشف شد

پيگيري يک ايراني مقيم خارج از کشور درباره سال مولوي جاي افتخار دارد

اعتراض نماينده ايران در يونسكو به فيلم 300

اگر چه با عنوان مطلب مشکل دارم ولي بخوانيد: آیا پورپیرار کاشف نیمه ساز بودن تخت جمشید است؟

بر تارک ثریا

چهارشنبه سوری آیین ایرانی در حال زوال ؟

برای نظر دادن به اینجا بروید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: