مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۱۰): پورپیرار منکر حادثه­ی کربلا

السلام عليك يا ثارالله و ابن ثاره

ناصر پورپيرار دشمن شيعه

در یادداشت قبل به شما نشان دادم که ناصر پورپیرار، به حق دشمن شیعه است. او با هر چیزی که بوی ایرانی و شیعی بدهد دشمنی دارد و ظاهرا از نوشتن آن نیز ترسی به دل راه نمی دهد. شاید امثال مهندس س از تمام نوشتار پورپیرار آگاه نباشند، این یادداشت این فرصت را فراهم می آورد تا کمی چشم هایشان باز شده و ببینند که فرد مورد علاقه و حمایت ایشان چگونه بی خردانه علیه شیعه به نگارشگری می پردازد.

نکته ای که باعث شاخ در آوردن هر شیعه در قلب سرزمین شیعه می‌شود اینست که حضرات حامی پورپیرار چگونه به خود اجازه داده اند از فردی حمایت کنند که اول و آخر حرفش پاسداشت بنی‌امیه و جانشین آنها صدام یزید کافر و دشمنی با شیعه است؟

ناصر پورپیرار در کتابش با نام برآمدن اسلام، بخش دوم، بررسی اسناد در صفحه 157 به قول خودش مدخلی دارد با نام «بنی امیه» که در آن ضدیت خود با شیعه و ایرانیان را به اوج می¬رساند:

عاقبت خرد عرب راهی برای گریز از بن بست یافت …. سرانجام اشراف قدیم و جدید عرب به نتیجه تازه ای رسیدند و خاندان ابوسفیان که پیش از اسلام کلید گشایش مشکلات قبایل بود، راهی نو گشود: خلافت موروثی! (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 157)

در ادامه بخش‌هایی را آورده و به شدت از معاویه دفاع می‌کند و در نهایت می¬گوید

پس معاویه را نمی¬توان بی سر و پایی از سفانیان دانست (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 159).

پس از این می نویسد:

تشیع از بنی امیه نفرت دارد و مدعی خون امام حسین] ع[ است، اما مورخ نمی¬تواند و نباید مدعی خونی ] !!!!![ باشد و شخصیتی را در تاریخ منفور شمارد] !!!![. از نظر مورخ آدم¬های تاریخ، نه مقدس و نه ملعون¬اند. زیرا آنها بر زمینه¬هایی پدید می¬آیند که تاریخ در پس ظهورشان می¬نشاند. (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 160)

فارسی¬‌ر این مطلب اینست که من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود. پورپیرار می‌گوید که بنی امیه امام حسین (ع) را به شهادت نرساند این شرایط تاریخی بود که اینچنین پیش رفت. البته در هیچ جا شما برای امامان شیعه آنچنان که مرسوم است (ع) را نمی¬بینید و از واژه شهادت هم خبری نیست!!!

نکته جالب اینجاست که هرجا به ضرر ایران و شیعه است ایشان بطور خود خوانده «مورخ» شده و تلاش می¬کنند آنچه را که اتفاق افتاده به نوعی توجیه کنند. همین معلق بازی جناب پورپیرار را در حمایت از شیطان معاصر، صدام کافر، هم شاهد بودیم. وی در ادامه همان مطلب، می¬نویسد:

در این مورد، آنچه از نظر مورخ قابل بررسی است، اوضاع عمومی اسلام است در زمان بنی امیه و مروانیان، نه شرابخواری و میمون بازیهای احتمالی یزید [!!!!!!] ، که دلیل تاریخی بر صحت و یا رد آن به دست نیست[!!!!!!] (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 160)

ظاهرا قرار بود پورپیرار در نقش یک مورخ بی غرض تاریخ را بررسی کند، ولی همانگونه که می-بینید در عمل از بنی امیه طرفداری می کند، به خوبی دم خروس نگارشگری او هویداست.

ادامه همان مطلب:

مورخ به عمده می پردازد که در بحث ما اسلام است، نه اشخاص و فرقه ها. مورخ این حقیقت را از یاد نمی برد تسلط بنی امیه بر مدیریت امپراطوری اسلام، بر خلیفه کشی¬ها پایان داد [!!!!!] و سربازان اسلام را از تنگه طارق و از کوه¬های پیرنه گذراند. وانگهی آنچه را بنی¬امیه به عنوان راه حلی برای پایان دادن به درهم ریختگی سیاسی در مرکز اسلام پیشنهاد دادند، همان شیوه وراثت در خلافت بود، که شیعه از پس پیامبر پیشنهاد میکند [!!!!!] (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص.160)

ظاهرا به بیانه ای در حمایت از بنی امیه شبیه¬تر است تا تاریخنگاری. اصولا با چه مدرک و تخصصی وی خود را متخصص تاریخ و مورخ می¬خواند؟ نکته جالب اینکه در ادامه متنی در حمایت از درستی و راست کرداری بنی امیه می آورد تا به خیال خود به شیوه تبلیغ¬های خفته، پاسخی به شیعه داده باشد!!!!

در صفحه 164 شرحی از حادثه کربلا از ابی یعقوب می آورد و پس از آن می¬نویسد:

احمد بن ابی یعقوب، که می گویند شیعه بوده است، شرحی از ایام کربلا آورده، که هنوز هم اساس اعتراض شیعه بر بنی امیه، بر همین شرح مبتنی است. یعقوبی درباره جبروت ساسانیان نیز، نظیر همین صحنه های کربلا را چنان آفریده است که این بار پایه ای از نفرت کنونی روشنفکری کم مایه ایران از عرب را ، بر آن و نظایر آن متکی می بینیم!!! (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 165)

پورپیرار با آوردن دو مبحث و با در هم آميختن آنها به خواننده القا می کند که هر دو از یک جنس بوده و حادثه کربلا هم توسط ابی یعقوب ساخته شده است چنان که جبروت ساسانیان را ساخته بود!!! ضدیت با شیعه تا چه حد؟ و با آوردن شرحی از جبروت ساسانیان می¬گوید:

و همین گونه است شروح حادثه و مصیبت کربلا! (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 166)

همانگونه که گفتیم او قصد دارد با مقایسه جبروت ساسانیان که توسط ابی یعقوب نوشته شده با حادثه کربلا بگوید که حادثه کربلا هم دروغین است!!!!! پورپیرار در صفحه 165 و 166 کتاب خود کمی از آن جبروت گفته و در نهایت جمله بالا را می گوید و در آخر آن هم علامت تعجب می گذارد تا به این خیال خام خود ثابت کند حادثه کربلا هم دروغین بوده است.

وای بر آن بی خردانی که از چنین دشمنی حمایت می کنند.

وی در صفحه 169 برداشت خود را از حادثه کربلا چنین بیان میدارد:

بر سر نحوه اداره امپراتوری اسلام [!!!!![ و سهمی که هر یک باید ببرند[!!!!]، اختلافی بروز کرد و نه با سازش، که با شمشیر حل و فصل شد [!!!!]. و می توان به طور کلی دریافت که فرهنگ و مدیریت داد و ستد پیروز بود [!!!!] و میتوان فی الجمله گفت که تسلط فرهنگ داد و ستد بر مرکز جهان اسلام، توانایی لازم را از خود بروز داد[!!!!] (برآمدن اسلام، بخش دوم بررسی اسناد ص. 169)

از نظر پورپیرار حادثه کربلا دعوایی بر سر حکومت بوده است نه اصلاح جامعه اسلامی!!!!

در انتها نیز می گوید که فرهنگ پیروز (یزیدیان) دارای توانایی بودند، یعنی حق به حق دار رسید!!! در ادامه مدعی می شود که از ترس جانش بحث در مورد بنی امیه را ادامه نمی دهد! نمیدانم اگر می خواست ادامه بدهد چه می نوشت!!!!

در نهایت مدعی می شود که توطئه کلیسا و کنیسه با همکاری بقایای ساسانیان باعث براندازی حکومت نازنین بنی¬امیه شد!

نیک در این دو یادداشت به نیکویی دیده¬اید که پورپیرار نه با تاریخ پیش یا پس از اسلام ایران بل با هر چیز که بوی ایرانی و شیعی بدهد سر ناسازگاری دارد.

پورپیرار در ذهن کوچکش بنی امیه را ادامه ی حکومت های بین النهرینی فرض کرده و به همین واسطه انجام هر کاری از سوی این خبیثان را، حتی کشتن فرزندان پیامبر (ص) را نیز به رسمیت می شناسد.

بر ماست آنانی را که بر حمایت از پورپیرار همچنان استوارند آگاهی رسانیم که پورپیرار دشمن شیعه است.

به راستی آیا افرادی مانند مهندس س از موضوع، شیعه ستیز بودن پورپیرار آگاهی ندارند؟

چگونه از او حمایت می کنید در حالیکه او شهادت حسین فاطمه را به سخره گرفته و آن را جعل می داند؟ آیا شیعه را …

شهادت فرزند رسول خدا (صلوات الله علیه و اله) را به تمام پیروان آن حضرت تسلیت می گویم.

==============================

همراه کاروان (ويژه نامه محرم)

برای نظر دادن به اینجا بروید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: