مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۹): پورپیرار منکر جانشینی علی (ع)

ناصر پورپیرار دشمن شیعه

کم کم به روز 18 ذی الحجه نزدیک می­شویم. روزی که در آن فرمان جانشینی شیر خدا علی (ع) توسط پیامبر اعظم (ص) اعلام شد. در این روز به هنگام بازگشت از حج، پیامبر (ص) دستور توقف کاروان را داد و فرمود تا منبری آماده کنند. در این روز پیامبر (ص) جانشینی علی (ع) را اعلام نمودند.

پیامبر (ص) فرمودند: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولای اويم اين علي هم مولای اوست.

ناصر پورپیرار که به خیال خود سنگ اسلام را به سینه می­زند البته او نوع طالبانی آن را، در کتاب برآمدن اسلام، جلد دوم: بررسی اسناد ادعاهای بچه گانه و عجیبی ارائه می­کند که به همان بی­سندی گفتارش در مورد تاریخ ایران باستان است. پورپیرار در صفحه­ی 134 می­نویسد:

روایت است که رسول خدا [ص] در بازگشت از حجه الوداع و در محل غدیر خم، در حضور جمعی، که تا قریب 150 هزار شماره کرده­اند، داماد خود امام علی [ع] را به جانشینی برگزید (برآمدن اسلام، بررسی اسناد، بخش دوم. ص 134)

به «داماد خود» توجه کنید و فکر کنید او چه منظور چندش آوری در ذهن پلیدش بوده است. سپس موذیانه این پرسش را مطرح می­کند چطور شد که آن جمع بزرگ از مسلمانان فراموش کرده و به سقیفه گردن گذارده­اند؟ (ص 135 همان کتاب). او در ادامه می­نویسد:

چرا که از مجموع رفتارهای به جا مانده، چنین منتقل می­شود که امام علی [ع]، به علت تک روی­ها [!!!] و اقامت­های مستمر و سازش ناپذیر خویش بر موضع حق، مورد نکوهش [!!!!!!] و موجب ناخشنودی هر سه مرکز قدرت اسلام، از صحابه و مهاجرین و انصار بوده است و همراهان رسول خدا [ص]، توجه پیامبر [ص] در حدیث غدیر را، توصیه به ملاطفت و اخوت بیش­تر با امام علی [ع] گرفته­اند و نه جانشینی [!!!!] (برآمدن اسلام، بررسی اسناد، بخش دوم. ص 135).

از دید پورپیرار ظاهرا مسلمانان منتظر رحلت پیامبر (ص) بوده­اند تا به علی (ع) آسیب برسانند!!! این شدت کج فهمی و شیعه ستیزی پورپیرار را نشان می­دهد. سپس برای اینکه نشان دهد که اگر خلاف نظر او  فکر کنیم همه مسلمانان را نامسلمان دانسته­ایم چنین می­نویسد:

زیرا اگر سخنان پیامبر [ص] را به جانشینی صریح تعبیر کنیم، پس معتقد شده­ایم که آن همه مومن صدر اسلام، حتی با دریافت درست پیام، از اجرای آن طفره رفته­­اند، پس بی­شک آنها را نمی­توان مومن شمرد و بدین ترتیب اسلام پس از پیامبر [ص] را، از ایمان و محتوا تهی کرده­ایم. (برآمدن اسلام، بررسی اسناد، بخش دوم. ص 135).

می­بینید که آقای ناصر پورپیرار که تا دیروز عمله­ی حزب توده بود و دین را افیون توده­ها می­دانست امروز برای ما مفسر کلام شده و می­گوید که اگر جانشینی علی (ع) را باور کنید، اسلام را نابود کرده­اید. آیا بوی وهابیت از این نوشتار به مشام شما نمی­رسد؟

پورپیرار می­گوید نوع رفتار حاضران در غدیر خم که جمعی شامل صحابه، مهاجران و اصحاب بوده است ملاک تفسیر واقعه است، یعنی: آنچه که رخ داده، تفسیر درست حدیث غدیر است و اگر عکس آن فکر کنیم، به اسلام پس از پیامبر (ص) ضربه زده­ایم!!! جالب اینجاست که پورپیرار چند سطر بالاتر می­گوید که امام علی [ع]، به علت تک روی ها [!!!] و اقامت های مستمر و سازش ناپذیر خویش بر موضع حق، مورد نکوهش [!!!!!!] و موجب ناخشنودی هر سه مرکز قدرت اسلام، از صحابه و مهاجرین و انصار بوده است، حال باید از پورپیرار پرسید: اگر این جمله شما را قبول کنیم معنی آن اینست که صحابه، مهاجرین و انصار از حق دور بوده­اند و با علی (ع) که بر راه حق اصرار داشته سازگار نبوده و او را نکوهش می­کرده­اند!!!! پس اینها چگونه مومنانی هستند که ماندن بر حق را نکوهش می­کنند؟ حال این کسانی که به قول پورپیرار در راه حق گام بر نمی­داشته­اند چگونه رفتارشان ملاک تفسیر حدیث غدیر قرار می­گیرد؟!!!!

پورپیرار ادامه می­دهد که:

پس می­توان پرسید که چرا پیامبر [ص] در وصیتی آشکار [!!!]، مثلا سالی پیش از وداع، کسی را با حکم صریح [!!!!]، به جانشینی خود برنگزید [!!!!!!] تا زبان راویان باز و قلم تاریخ نویسان قرن سوم به بعد چنین آزاد نباشد؟ (برآمدن اسلام، بررسی اسناد، بخش دوم. ص 138).

پورپیرار به پیامبر خدا (ص) خرده می­گیرد که چرا با حکم صریح کسی را جانشین نکرده؟! آیا صرتح­تر از واقعه­ی غدیر؟ آیا در جایی شلوغ­تر از غدیر خم؟! حال که پیامبر (ص) در چند ماه مانده به رحلت، جانشین مشخص کرده می­گوید چرا از قبل­تر مشخص نشده و احتمالا اگر از قبل مشخص فرموده بودند می­پرسید چرا نزدیک رحلت اینکار را نکردند تا مشمول مرور زمان نشود؟!!! او در این بیان موذیانه مدعی است که غدیر خم وصیت آشکار پیامبر (ص) به جانشینی علی (ع) نبوده!! و یک حکم صریح نبوده است!!!

باید پرسید به چه دلیل پیامبر (ص) در آن صحرای سوزان مردم را از راه بازداشت؟ آیا برای اینکه صرفا بگوید من علی (ع) را دوست دارم؟ مگر مردم نمی­دانستند پیامبرشان، علی (ع) را دوست دارد؟

در نهایت ناصر پورپیرار دست به کار شده و همچون دیگر موارد از سر بی­سوادی و تناقض­بافی می­نویسد:

این جا، به گمان من، حکمتی پیامبرانه نهفته است! رسول خدا [ص] را، به ویژه اواخر عمر، در محاصره سه گروه می­یابیم، که هر کدام مدعی مالکیت اسلام­اند. مهاجرین که با واگزاردن عقبه و قبیله خود در مکه همراه پیامبر [ص] به مدینه هجرت کردند و در راس­شان ابوبکر است، که یار غار پیامبر [ص] بود. انصار، که از مهاجرین در مدینه استقبال کردند، از بذل مال و امکانات و خون دریغ نداشتند و موجب رونق اسلام پس از هجرت شدند، و صحابه، که بسیاری از آنان مدعی حضور و اثر ایدئولوژیک در اسلام و در کنار پیامبرند و افسانه­ای­ترین آنها سلمان پارسی است که اختراعی به قصد تحریک ایرانیان بوده است. (برآمدن اسلام، بررسی اسناد، بخش دوم. ص 139).

حال جناب پورپیرار پا را فراتر گذاشته، حکمت پیامبر (ص) را دلیل رد جانشینی علی (ع) دانسته و همان­هایی را که رفتارشان را ملاک تفسیر حدیث غدیر دانسته بود به دنیاپرستی متهم می­کند. پورپیرار برای رسیدن به مقصد از هیچ توهینی فروگذار نیست. او برای اینکه ثابت کند پیامبر (ص) علی (ع) را به جانشینی انتخاب نکرده است، خود را وادار می­بیند که تمام اطرافیان پیامبر (ص) را در راه دنیازدگی قرار دهد. پورپیرار در ادامه می­نویسد:

منطقی است باور کنیم که پیامبر [ص] نیز به جایگاه واقعی این سه گروه، نزد امت و قدرت آشکار و پنهان آن­ها در حوزه اسلام تازه پای، اشراف کامل نداشته و درست به همین دلیل، از عنوان کردن جانشین خویش، که باید به یکی از این سه گروه متعلق باشد، طفره رفته است. در این کار خردی پیامبرانه می­یابیم: بگذار هر گروه که زبان مشترک قابل فهم­تری به کار می­برد، سیاست و خرد ناب­تری بروز می­دهد و تمایل عمومی بیش­تری بر می­انگیزد، جانشینی معین کنند و چنین شد. پیامبر خدا [ص] نمی­توانست این خطر را نادیده بگیرد که جانشین انتخابی او، به علت کارشکنی­های احتمالی، که پیامبر [ص] ردٌ آن را می­شناخت و با وسعت آن آشنا بود، از عهده اداره امور مسلمین برنیاید و شکست اندیشه و امت اسلام، به حساب بی­درایتی رسول خدا [ص] در تعیین جانشین و موضع­گیری جانب دارانه­ی او گذارده شود و چنین شد که پیامبر [ص]، جمهوریت را بر سلطنت ترجیح داد و طبیعی بود که … (برآمدن اسلام، بررسی اسناد، بخش دوم. ص 139)

همانگونه که می­بینید ناصر پورپیرار حد خود را فراموش کرده و بدون هیچ ترسی که نشانه­ی حمایت دست­های پنهان از اوست علم و عصمت پیامبر (ص) را زیر سوال برده و مدعی می­شود چون پیامبر (ص) از اوضاع مسلمین آگاه نبوده و به این دلیل کسی را به جانشینی معرفی نکرده است!!!!

آقای پورپیرار در اینجا انتخاب علی  (ع) را با پذیرش سلطنت مقایسه کرده و مدعی است اگر پیامبر (ص)، علی (ع) را انتخاب کرده باشد، قبول سلطنت از سوی پیامبر (ص) بوده است. این دیگر اوج بی­شرمی­ این توده­ای شیعه ستیز است.

او موذیانه یکی از دلایل دشمنان شیعه را ملاک گذاشته و با بازی با کلمات می­خواهد ثابت کند که پیامبر (ص) نسبت به آینده امت بی­توجه بوده است. به عبارتی روش سلبی را در پیش گرفته که پیامبر (ص) در این مورد احساس مسئولیتی نکرده است!!! این به معنای اهمال در یکی از ضروریات اسلام و مسلمین است. در صورتی که معتقدیم اسلام دین جامعی است که در تمام ابعاد زندگی انسان دستورات کاملی دارد، حال چگونه ممکن است برای اداره جامعه اسلامی چاره اندیشیده نشود؟ توجه کنید که در اسلام هدایت دینی و حکومتی در دست یک نفر بوده است.

بعلاوه مشخص نکردن جانشین خلاف سیره رسول اکرم (ص) بوده و ایشان به عنوان نمونه هرگاه برای جنگ از مدینه خارج می­شدند کسی را به جای خود نصب می‌کردند تا امور را ساماندهی کند. حال چگونه باور کنیم که پیامبر (ص) در سفری که در آن بازگشت نیست، کسی را به جانشینی خویش برنگزینند.

چگونه است که خلفا به فکر آینده مسلمین بوده و برای خود جانشین تعیین کرده­اند اما پیامبر (ص) چنین کاری نکردند؟ اگر چنین چیزی درست باشد تمام ادله­ای که اهل سنت در توجیه اقدام خلفا برای انتخاب جانشین بعد از خود ارائه می­کنند زیر سئوال می­رود. آیا وظیفه پیامبر (ص) تنها گرفتن وحی و ابلاغ آن به مردم بوده یا اینکه وظایفی مثل تفسیر قرآن شرح مقاصد و بیان اهداف، تبیین احکام و پاسخ به شبهات و… را نیز به عهده داشته است. حال پس از او چه کسی برای این کار مناسب است؟ چه کسی بهتر از پیامبر (ص) می­تواند چنین انتخابی را انجام دهد؟

جناب پورپیرار بهتر بود پیش از تلاش برای زیر سوال بردن جانشینی علی (ع) نگاهی به کتاب معظم مرحوم علامه امینی، الغدیر، می­انداختند تا بفهمند که:

در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر حدیث غدیر را ذکر کرده­اند.

همچنین حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.

بهتر است جناب پورپیرار در اموری که تخصص ندارند وارد نشده و تلاش نکنند ذهن جوانان این مرز و بوم را به سویی که اربابان خارج نشین­شان فرمان می­دهند هدایت کنند.

خوشبختانه هوشیاری ایرانیان، به افرادی همچون ناصر پورپیرار اجازه نخواهد داد تا اعتقادات آنها را به بازی گرفته و اهداف بلند پروازانه­ی صهیونیسم و نومحافظه­کاران آمریکایی را پیاده کنند. از پورپیرار که صدام را قهرمان دانسته و شهیدان ایرانی و قهرمانان 8 سال دفاع مقدس را آدمکش می­نامد توقعی بیش از این نیست. توقع از کسانی است که هنوز به هوش نیامده و با حمایت­های بیجا از یک عنصر خود فروخته، آگاهانه یا ناآکاهانه در راه اهداف دشمنان ایران و شیعه قدم برمی­دارند.

امید که چشم­هایشان به زودی بر حق باز شود.

عید سعید غدیر خم، عید انتخاب شیر خدا به جانشینی پیامبر (ص) را به همه­ی مردم ایران تبریک می­گویم.

=================================================

پورپیرار و صدام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: