مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۸): پوريم بلاي جان پورپيرار!

با درود و سلام بر همه دوستان

فکر کنم دوست ما خاخام ناصر پورپیرار به اندازه کافی در مورد پوریم نوشته است که صد البته نوشتار او به خودی خود بی­سوادی او را به رخ می­کشد. حالا نوبت من است تا کمی سر به سرش بگذارم و دوستانش ببینید چه کم خرد روانی را استاد خطاب می­کنند و چگونه او در راه تحمیق آنها قدم برداشته است. پورپیرار بر اساس تورات (استر) معتقد است که مردم شرق میانه توسط یهودیان و هخامنشیان قتل عام شده اند!!! پورپیرار در مورد تورات جمله قصاری دارد که بهتر است ابتدا به آن اشاره­ای بکنم:

نويسنده: ناصر پورپیرار دوشنبه 18 ارديبهشت1385 ساعت: 16:29

آقای اتحادیه. در متن یادداشت 13 تذکر داده ام، که تحریفات تورات مربوط به کتابی است که خداوند با واسطگی و در زمان حیات موسی در اختیار یهود گذارده است، آن چه از پس وفات حضرت موسی بر تورات افزوده شده، مولفانی مشخصی دارد و در زمره ی تورات آسمانی نیست، یادداشت هایی است در باره ی تاریخ و حوادثی که بر قوم یهود از پس وفات موسی گذشته است و کم ترین خدشه ی اساسی در آن ها نیست. استنادات من به تورات غالبا از بخش اخیر آن است که با تحقیقات و تجسسات باستان شناسی تطبیق می کند و همآهنگ است.

همانگونه که می­بینید پورپیرار برای اینکه بتواند بدون مشکل از تورات برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند مدعی است که کم­ترین خدشه اساسی در آن­ نیست!!! و ادامه می­دهد که استنادات من (ناصر پورپیرار) به تورات غالبا از بخش اخیر آن است که با تحقیقات و تجسسات باستان شناسی تطبیق می کند و همآهنگ است. به عبارت دیگر هر آنچه تورات گفته درست و بر اساس یافته­های باستان شناسی درست است. البته این بیچاره فراموش می­کند توضیح دهد با کدام تحقیقات و تجسسات باستان شناسی مطابقت دارد و چه کسی آن را گفته است؟! احتمالا همان کسانی که پورپیرار آنها را یهودی یا دست نشانده یهود می­خواند اما در اینجا، چون نتیجه پژوهشهای آنها هم جهت با هدف پورپیرار است با ارزش می­شوند!

حال به سراغ کتاب پورپیرار برویم و ببینیم چقدر به حرف خودش معتقد است! پورپیرار در صفحه 188 کتاب برآمدن هخامنشیان می نویسد:

سپس دانیال به درگاه خداوند التماس می­کند که از مجارات قوم یهود صرفنظر کند. از نظر تاریخی به کلی این متن نادرست است. زیرا داریوش مادی و فرزند خشایارشا نیست، در سال اول سلطنت او مدتها از آزادی اسیران بابل می­گذشت و دعای دانیال برای آزادی آنها بی مورد بوده است. (برآمدن هخامنشیان ص 188)

سپس در صفحه­های 246 تا 250 مثل ملخ بال کنده ورجه وورجه می­کند تا به خیال خام خود ثابت کند که تورات کوشیده است دوران داریوش را با زمان اردشیر عوض کند یا در صفحه 247 می نویسد: آیا این همه اصرار عمدی تورات را در انتقال حوادث دوران داریوش را به چه تعبیر کنیم؟ اگر تورات چنین آشکارا حقایق دوران نخستین سلاطین هخامنشی را جا­به­جا می­کند، پس تمام روابط هخامنشیان و یهود سیاسی است و نه چنان که خاورشناسان وانمود کرده اند الهی و اخلاقی. عجیب است که در سال 1379 تورات مشکوک و سیاسی بود و نبایستی تمام حرفهایش را قبول کرد ولی در سال 1385 کتابی معتبر می­شود که کم­ترین خدشه اساسی در آن­ نیست!!!

این روزها پورپیرار زور می­زند که ثابت کند که هخامنشیان پس از پوریم از ایران و شرق میانه رفته اند ولی در کتاب برآمدن هخامنشیان (ص 188) چنین می­نوسید: تصویر تورات، لااقل از سده اول تسلط هخامنشیان از نظر تاریخی تا حدود زیادی دقیق است!!!!!! بیچاره نیم خط بالاتر از عدم صداقت تورات می نوشت اما باز برای استفاده ابزاری از تورات به یهود عنایت کرده و به کتاب آنها جانی دوباره می­بخشد. بیچاره پورپیرار که نمی دانست قرار است چند سال بعد مدعی شود پس از داریوش و خشایارشا دیگر هخامنشی در کار نبوده است!!!!! حال کدام را قبول کنیم؟ کتاب پورپیرار را که مدعی است تصویر تورات، لااقل از سده اول تسلط هخامنشیان از نظر تاریخی تا حدود زیادی دقیق است یا نوشته های تارنمای او را که می گوید: پس از اجرای قتل عام پوریم، در پایان حکومت مشترک داریوش اول و خشایارشا، با نیمه کاره گذاردن تمام تمهیدات مقدماتی خود برای استقرار دائم، به پشت کوه های قفقاز برگشته اند (نويسنده: ناصر پورپیرار  جمعه 30 تير1385 ساعت: 3:55) یا …

نويسنده: ناصر پورپیرار جمعه 3 آذر1385 ساعت: 5:10

آقای تلمیذ. در جهان هرگز قدرتی به نام امپراتوری هخامنشیان ظهور نکرده و سراپای حضور آن دار و دسته ی به هخامنشیان معروف شده از رسیدن شمشیر به دستی به نام کورش در بابل تا مرگ داریوش اول که پایان دوران هخامنشی و امحا’ کامل تمدن منطقه به سبب اجرای توطئه ی پوریم است، قریب 60 سال بیش تر نگذشته است. برای چندمین بار توجه می دهم که هخامنشیان حتی فرصت اتمام ابنیه ی تخت جمشید و ضرب سکه را هم نداشته اند

یکجا پورپیرار مدعی است که تورات لااقل در مورد 100 سال اول حکومت هخامنشیان درست می­گوید و یک جا مدعی است که حکومت هخامنشیان قریب 60 سال بیش نبوده است!!!! حال معلوم نیست وقتیکه یک حکومت 60 سال بیشتر طول نکشیده، چگونه گزارشهای تورات از 100 سال اول آن حکومت درست و مطابق واقعیت است!!!!! پورپیرار که خودش به حکومت 60 ساله هخامنشیان اعتقاد دارد آن 40 سال را از کجا آورده است؟ و چگونه گزارش تورات از 40 سالی که پورپیرار مدعی است وجود نداشته، با واقعیت مطابق می داند؟!!!

پورپیرار یا خودش دیوانه است یا همه را مثل خودش خنگ فرض کرده است.

=============================================

تناقضات ناصر پورپیرار – بخش چهارم ( لباس پادشاهان ساسانی)

شهر ساسانی گور

کنگلو ، قلعه یا نیایشگاه ساسانی

به آتش کشیدن کتب مفاخر ملی ایران زمین توسط تجزیه طلبان فرومایه! (اينها طرفدار پورپيرار هستند)

تخريب بخشي از نقش برجسته تخت جمشيد توسط يک عرب جاهل (خدا دستش را بشکند. آمين)

قوم آريا (مجموعه پژوهش‌هايى در زمينه‌ى اديان و تاريخ ايران باستان) نوشته‌ى داريوش احمدى

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: