مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۷): پورپیرار-پوریم-ماراتن

نمودي رسواگرانه از بي سوادي ناصر پورپيرار

پس از ظهور ناصر پورپیرار (!) به عنوان پیامبر پانترکیست­ها یا به قول هوشنگ صادقی «مورخ شرقی!!»، جماعت پانترک و پانعرب چنان بر طبل بزرگ کردن این دانشمند بی­دیپلم!!! کوبیدند که کم کم باورشان شد که او پروفسور است. تا مدتها تارنمای تریبون که طرفدار شوونیسم ترک می­باشد او را پروفسور خطاب می­کرد. اما با چاپ چندیدن کتاب و ده­ها یادداشت کوبنده در نقد نوشته­های پورپیرار این تب فروکش کرد و آن بت پوشالین با جرقه­ی دانش ایران دوستان به خاکستر تبدیل شد. اما هنوز هم برخی انسانهای خود فروخته اطراف او هستند و برایش هورا می­کشند تا او را توانی برای تاختن به تاریخ ایران و اسلام باشد.

پورپیرار در کتابهایش مدعی است که بر تمام تاریخ آنهم در تمام گستره­ی خاورمیانه و یونان تسلط کامل داشته و حتی بهتر از یونانیها تاریخ و زبان آنها را می­شناسد! پورپیرار حتی کشف کرده است که آکادمی یعنی محله­ی اکدی­ها!!!! و ظاهرا نامه­ای دارد که در آن فرمان داده شده است معنی واژه ارشکوس از فرهنگ یونانی حذف شود!!!!!

پورپیرار مدعی است که می­خواهد تاریخ ایران را و تا حدی جهان را از ناپاکیها بزداید!! حال ببینم این نماینده مردم خاورمیانه چه در سر دارد و دانش او از تاریخ تا چه حد است.

پورپیرار مدعی بود که پوریم در زمان داریوش بزرگ اتفاق افتاده است. کم کم با مشکلاتی رو به رو شد و مدعی شد که پوریم در زمان خشایارشا اتفاق افتاده است! باز هم مشکل برطرف نشد و مدعی شد که پوریم در زمان داریوش–خشایارشا اتفاق افتاده است و وقتی همه مردم پادشاهی هخامنشی کشته شدند یکدفعه پادشاه متوجه شد که ای داد بی­داد هیچکس باقی نمانده که مالیات بدهد و یهودیها هم دیدند که وای! هیچکس نیست تا از آنها پول بخواهد و آنها نقش نزول خوار داشته باشند!!!!!! پس هخامنشیها به خزرستان برگشتند!! و یهودیها به اورشلیم!!!

پرسشی که مطرح می­شود اینست که این دو گروه که به مردم نیاز صددرصد داشته و حضورشان بسته به وجود مردم بوده است چرا همه مردم را کشتند؟

پورپیرار به شیوه خیالبافها موضوع را برای خود و طرفداران پانترکش اثبات شده فرض کرده و مدعی است که کلیسا و کنیسه دست در دست هم تلاش دارند پوریم را پنهان نگهدارند تا کسی متوجه نشود!!! البته خاخام پورپیرار توضیح نمی­دهد که اگر کلیسا و کنیسه چنین هدفی را داشته­اند چرا داستان پوریم را به صورت کتاب آنهم به صورت بخشی از تورات منتشر کرده­اند؟

به نقشه زیر نگاه کنید تا ببینید وقتی پورپیرار بر اساس تورات می­گوید که مردم 127 استان مملکت پارس قتل عام شدند منظورش چیست و اگر حرف تورات و خاخام پورپیرار درست باشد مردم کدام نواحی نابود شده اند!!!! بر اساس حرف خاخام پورپیرار کسی از ایران، افغانستان، پاکستان، ارمنستان، لیدیه، قبرس، اورشلیم!!!، سوریه، لبنان، اردن و مصر باقی نمانده است!!!!!!!

نقشه شاهنشاهی هخامنشی در دوران داریوش بزرگ و مقایسه آن با امروز

فکر کنم فقط پیدا کردن افراد و گفتن: سوک سوک پیدات کردم! در این پهنه وسیع نیاز به یک لشکر 10 میلیون نفری ورزیده با تجهیزات نوین دارد، تازه با این فرض که کسی اجازه فرار ندارد! حال شما در نظر بگیرید که در این جغرافیای وسیع یک عده دارند یک عده دیگر را می­کشند! و آنهایی که قرار است کشته شوند هیچ کاری نمی­کنند!!!! چرا این مردم فرار نکردند؟!!! احتمالا به دستور خاخام پورپیرار تمام آنها ممنوع الخروج شده و مرزها به طور کامل بسته شده بود!!!! ظاهرا هیچکس مقاومت نکرده و همه به خوبی و خوشی کشته شده­اند!

به راستی کشتار مورد نظر خاخام پورپیرار چگونه اتفاق افتاده که هیچکس از آن جان سالم به در نبرده است؟! آیا هیچ محل اختفایی در این جغرافیای وسیع پیدا نمی­شده است؟ آیا سپاهیان خاخام پورپیرار با هلیکوپترهای ساخت اسراییل و آمریکا به دنبال مردم بودند؟ آیا از سلاح شیمیایی استفاده شده بود؟ نکند از بمب اتمی استفاده شده بوده و ما خبر نداریم!!!

ذهن پوریم زده­ی خاخام پورپیرار به جای یاری کردن او، ورا بیشتر به چاه می­اندازد. پورپیرار به همت ذهن خلاقش، ببخشید خالی­بندش، برای نشان دادن این که کلیسا و کنیسه توطئه کرده­اند تا آثار پوریم را نابود کنند، یکی داستان گفته است پر خنده، که برایتان بازگو می­کنم. وی در پاسخ به یکی از چاکران خاصه به یکی از این توطئه­های کلیسا و کنیسه اشاره می­کند. وی مدعی است که یهودیها برای نشان دادن اینکه در زمان خشایارشا پوریم اتفاق نیفتاده یک جنگ دروغین ساخته­اند! با آمار دروغین! حال ببینید او می­خواهد ابهام زدایی کند یا طرفداران را با خود به ته چاه بی­سوادی بکشد. او حتی در نقل قول کردن هم قابل اعتماد نیست و نشان داده است که بسیار نامطمئن می­باشد.

آشوبگري جديد پورپيرار و شاهکار دانشمندانه او را در شمشير ۴۵ بخوانيد:(ببينيد)

نويسنده: ناصر پورپیرار                      يکشنبه 14 آبان1385 ساعت: 8:19

آقای اتحادیه. ………………………… به لغت نامه ها و ترجمه ها نیز توجه نکنید. اوضاع بد تر از آن است که می پندارید. مثلا اینک می دانیم که تمام ماجرای لشکرکشی پنج میلیون نفره ی خشایارشا به یونان یک دروغ عظیم مافوق عقل و امکان است که یهودیان برای پوشاندن خلا’ ناشی از پوریم در دوران جدید ساخته و در یک کتاب مشحون از جعلیات با نام تواریخ هرودوت ثبت کرده اند. در افسانه های مربوط به این لشکر کشی، سربازی به نام «ماراتن» حضور دارد که خبر حمله ی خشایارشا را پس از دویدن 42 کیلومتر، به آتن می برد! این شد دروغ در دروغ!!! اما همین دروغ دوبله و واضح را چنان به خورد جوامع فرهنگی داده اند که اینک در همه جا یک رشته مسابقه ی دو، به نام ماراتن وجود دارد، یا در فرهنگ های لغت یونانی یک واژه ی معنا دار یونانی، یعنی ارشکوس، را نام سلسله ی پارتیان ترجمه کرده اند!!!!

کسی که به اندازه یک سر سوزن سواد تاریخی داشته باشد با خواندن این توضیح خاخام پورپیرار دود از کله­اش بلند می­شود. او می­گوید:

1-      یهود برای نشان دادن وجود آدمیزاد در ایران، افسانه لشکرکشی به یونان را ساخته است!!!!!!!

2-      جنگ ماراتن در زمان خشایارشا اتفاق افتاده است!!!!!!!

3-      سربازی به نام ماراتن!!!! خبر حمله­ی خشایارشا را به آتن برده است!!

4-      آن سربازی که استاد! فرموه­اند نامش ماراتن بوده!!!، 42 کیلومتر دویده تا این خبر را به آتن برساند!

5-     نیروهای ایرانی 5 میلیون نفر بوده­اند!!!!!!

واقعا که به این می­گویند اوج بی­سوادی. توجه بفرمایید که مثلا این آقا می­خواهد سواد خود را به رخ دیگران بکشد و برای شیر فهم کردن چاکران خاصه مثالهای مستند ارایه کند! این توضیح پورپیرار هیچ بدیلی در جهان هستی ندارد مگر این جمله که: خسن و خسین هر سه دختران یزید هستند! اولا که حسن و حسین بوده، بعدش اینها دو تا هستند نه سه تا، این دو پسر هستند نه دختر و تازه اینکه پسران علی هستند نه دختران یزید!!!!!

پورپیرار این موجود دروغگو، برای اینکه نشان دهد که توطئه­ای در کار است، دست به آشوبگری می­زند. پورپیرار که سواد تاریخیش خیلی بیشتر از بقال سر کوچه ما نیست یک چیزهایی در مورد جنگ ماراتن و دوی ماراتن می­داند ولی مثل همه موارد دیگر سوادش در آن حد نیست که به خوبی بر آن مسلط گردد. اما چون همیشه با کمال وقاهت و پر رویی موضوع را به گونه­ای بیان می­کند تا بتواند با آن پوریم را اثبات کند! هر کس به اندازه سر سوزنی سواد تاریخی داشته باشد می­داند که نبرد ماراتن در زمان داریوش بزرگ هخامنشی در سال 490 پیش از میلاد یعنی 4 سال پیش از پادشاهی خشایارشا اتفاق افتاده است حال چگونه این محقق شرقی این نبرد را به زمان خشایارشا پرتاب می­کند؟!!! باید از خودش و سواد تاریخیش پرسید. شاید هم بیچاره سوادش در همین حد است و ما توقع بیجا داریم.

گفتم که پورپیرار در مورد ماراتن چیزهایی شنیده ولی سوادش یاری نمی­کند! نکته خنده­دار این که پورپیرار هنوز نمی­داند ماراتن اسم آن سرباز نبوده بلکه نام دشتی است که نیروهای ایرانی در آنجا پیاده شده و جنگ در آنجا رخ می­دهد. از پورپیرار بپرسید در کدام نوشته جدید یا قدیم خوانده است که ماراتن نام آن سرباز بوده و نام دشت محل جنگ نیست؟! شاید این هم از همان سنخ الهامهایی باشد که ارمیا شبانگاهان در گوش خاخام پورپیرار زمزمه کرده بود که کوروش شمالیست!!! جناب پورپیرار نام آن سرباز افسانه­ای فى­دى­پيديس (Pheidippides) است نه ماراتن!! (البته بدین دو شکل هم آمده است: PhiDippides و PhiLippides).

به خوبی سطح سواد خاخام پورپیرار که الحق استاد شایسته­ای برای جماعت پانترک بی­وطن است، آشنا شدید. حال ببینیم چرا غربیها این همه با ماراتن حال می­کنند و هر ساله بوقی در دست گرفته و برای یاد آن 42 کیلومتر و 195 متر می­دوند! آیا آنها می­دوند که بگویند پوریم نبوده؟ آیا آنها می­دوند تا به تاریخ ایران کمک کنند؟ یا اینکه با این دو می­خواهند مردم شرق را تحقیر کنند؟ همه می­دانند که غرب این پیروزی را نماد پیرزوی غرب بر شرق می­داند و تلاش گسترده­ای برای گسترش فرهنگ پیروزی همیشگی غرب بر شرق دارد. حال رفتار غرب را با تحلیل خاخام پورپیرار از این واقعه مقایسه کنید. خدا شفایش دهد.

با ماراتن پورپیراری آشنا شدیم که ظاهرا توطئه­ای برای پوشاندن پوریم و به نفع تاریخ ایران باستان!!! ببینیم دیگران چه می­گویند:

Jeff Galloway آموزگار دوهای استقامتی در آمریکا می­گوید:

در سال 490 پیش از میلاد، اولین جنگ برای دموکراسی!! در ماراتن اتفاق افتاد…. قاصدی آتنی 25 مایل!!! دوید تا خبر پیروزی را به آتنیها برساند!

تارنمای بازیهای المپیک باستانی می­نویسد:

دوی ماراتن از داستان قاصدی منشا گرفته که 26 مایل فاصله ماراتن تا آتن را طی کرد تا خبر پیروزی یونانیها ] !! یونانیها یا آتنیها؟[ را به آنها برساند و یکدفعه مرد!

پایه تاریخی دوی ماراتن چیست؟

نبرد ماراتن در سال 490 پیش از میلاد رخ می­دهد. ظاهرا در آن جنگ ایرانیان شکست خورده و سربازی پیام پیروزی را برای آتنیها می­برد. سرباز تمام راه را دویده و پس از رسیدن به شهر فریاد می­زند: ما پیروز شدیم و می­افتد و می­میرد!!! داستان زیبایی است. غرب که همیشه مدعی استدلال علمی است این خالی­بندی را به عنوان نماد آغاز پیروزی غرب بر شرق پذیرفته است و روشنگری­های پژوهشگران غربی برای عوض کردن این دیدگاه، راه به جایی نبرده است.

داستان ماراتن را به شکلی که برایتان گفتم، اولین­بار پلوتارک (Plutarch) بیان داشته است. جالب است بدانید در داستانی که پلوتارک ذکر کرده، سربازی به نام PhiLippides خبر پیروزی بر ایرانیان را با طی مسافت 26 مایل (41 کیلومتر و 842 متر) از ماراتن به آتن برده و در همانجا می­میرد! نکته جالب داستان اینست که گزارش کننده آن یعنی پلوتارک داستان آن پیروزی را که امروز غرب برای آن کلی هیاهو راه می­اندازد 500 سال پس از وقوع آن نوشته است!!!

حال پرسش اینست که این داستان را پلوتارک از کجا در آورده است؟ آیا ریشه­ای دارد؟

کسی که پیش از پلوتارک به داستان ماراتن اشاره کرده، هرودوت است. هرودوت 6 سال پس از نبرد ماراتن به دنیا آمده و چکیده داستان ماراتن او در چند جمله اینگونه است:

ایرانیها به راهنمایی یک یونانی به نام هیپیاس (Hippias) در دشت ماراتن پیاده شدند. خبر به آتنیها رسید. آنها پیام­رسانی به نام فى­دى­پيديس (Pheidippides) را به اسپارت فرستادند تا از آنها کمک بخواهد. او دو شب و دو روز می­دود تا به اسپارت در 145 مایلی!!!!! ماراتن برسد. خبر حمله ایرانیها به اسپارتیها داده می­شود ولی آنها تمایلی به کمک به آتنیها ندارند. دوباره فی­دی­پیدیس همان 145 مایل را طی کرده و خبر کمک نکردن اسپارتیها را به ماراتن می­برد!!!!

نقشه موقعیت ماراتن، آتن و اسپارت

داستانی پر خنده شد. هرودوت معتقد است پیام­رسان آتنی 145 مایل دویده!! یعنی 233 کیلومتر و 354 متر!!!!! جالبتر اینکه همین مسیر را دوباره برگشته!!! داستان جالبتر می­شود وقتی می­بینیم پلوتارک قاصدش را پس از جنگ و برای فرستادن خبر پیروزی به آتن می­فرستند و قاصد او کم جون است و پس از طی 26 مایل می­میرد! ولی هرودوت قاصدش را پیش از جنگ، نه به آتن بلکه به اسپارت می­فرستد، و نه برای فرستادن خبر پیروزی، که برای درخواست کمک!! او 233 کیلومتر را می­دود خبر می­برد و 233 کیلومتر برمی­گردد و خبر می­آورد ولی بر خلاف قاصد پلوتارک نمی­میرد!!!!

می­بینید که پایه ماراتن امروزی بزرگداشت دروغهای یونانیان است البته نسخه پلوتارکی آن، نه به خیال پورپیرار نسخه­ی هرودوتی! اگر قرار بود بر اساس داستان هرودوت، دوندگان شیفته تمدن غرب بدوند بایستی بیش از  466 کیلومتر می­دویدند!

اگر چه مسافت دوی ماراتن چندان دقیق نیست و تا حدی اختیاری است، ولی غربیها تلاش کرده­اند بر اساس نظر پلوتارک عمل کنند یعنی فاصله ماراتن تا آتن. یک پرسش اگر بر اساس گفته­های پلوتارک هم عمل کنند بایستی 26 مایل یعنی فاصله ماراتن تا آتن را بدوند پس 22/0 مایل اضافی از کجا آمده است؟ خیلی ساده است. در المپیک 1908 لندن، برای اینکه مامان انگلیسیها یعنی ملکه و بر و بچه­ها بتوانند به راحتی خط پایان را ببینند 385 یارد به 26 مایل اضافه شد و امروزه دوندگان دوی ماراتن، 42 کیلومتر و 195 متر می­دوند تا هم یاد ماراتن را زنده نگهدارند و هم به روح ملکه صلوات بفرستند! به همین سادگی دوی ماراتن 22/26 مایل یا 42 کیلومتر و 195 متر شد!

هرچند که تحت تاثیر تبلیغات یونانیها، دنیای غرب، ایرانیها را با واژه­هایی زشت مثل بربرها یاد می­کند ولی کم کم این تبلیغات پر شر و شور یونان پرستانه رو به افول است. زمانیکه نمایشگاه شکوه پارسی در موزه لندن برگزار شد نمودهایی از ایران ستیزی را در روزنامه­ها و مجلات لندنی مشاهده کردید که پورپیرار مشتاقانه یکی از آنها را در تارنمایش منتشر کرد! ولی یادش رفته بود که مدتهاست عربده می­کشید که غربیها این تاریخ را نوشته­اند!! مدتها از طرفداری غربیها از هخامنشیها حرف زده بود!! همگان دیدند که این غربیانِ به اصطلاح طرفدار هخامنشیان، چگونه به سخنرانیهای مدیران موزه لندن پاسخ دادند زمانیکه آنها هدف موزه را پاسخ به دورغهای یونانیان در مورد پارسیان اعلام کردند.

پورپیرار ماراتن را ساخته یهود می­داند تا مثلا پوریم پنهان بماند!!! آقای پورپیرار نبرد ماراتن در 490 اتفاق افتاده، این تاریخ به دوران داریوش بزرگ برمی­گردد حال به پوریم پورپیراری چه ربطی دارد؟ طبق نظر شما هنوز وسطای پوریم هستیم!!! ظاهرا پورپیرار بر نظرات خودش هم مسلط نیست!

آقای پورپیرار اگر قرار بود یهود این داستان را بنویسد بهتر نبود پارسیان را پیروز جنگ قرار می­دادند؟!

آقای پورپیرار ماراتن برای غربیها نمود پیروزی غرب بر شرق است نه چیز دیگر.

این جمله­ها را بخوانید تا ببینید غرب ماراتن را چه می داند و پورپیرار چه:

ویل دورانت:

جنگ­های ایران و یونان، بزرگترین واقعه تاریخی اروپا می­باشد. زیرا ایجاد اروپا را امکان پذیر ساخت، و در نتیجه آن تمدن غربی توانست به حیات اقتصادی خویش بسط و توسعه دهد.

اندره زیگفرید:

ماراتن باید برای ما عنوان زیارتگاهی داشته باشد

ویکتور دوروی:

ماراتن و سالامیس را باید مبدا اصلی تاریخ دانست که در آن پیروزی روح بر ماده، آینده­ی جهان و آزادی را نجات داده است.

کلمان هوار:

تاثیر معنوی این پیروزی بسیار بود و تا امروز هنوز پژواک این پیروزی در گوش تاریخ طنین انداز است.

پورپيرار نوشته که لشکر کشي نبرد ماراتن ۵ ميليوني بوده است!!! اين بخش با شما! بگرديد و ببينيد که هرودوت چه گفته. اگر لشکر کشي ۵ ميليوني بوده چرا هرودوت فقط به کشته شدن ۶۴۰۰ ايراني اشاره کرده است !!!! (۶:۱۱۷). ظاهرا خالي بنديهاي پورپيرار دست يونانيها را هم از پشت بسته است و بايد در گفتار ناپلئون تجديد نظر کرد که يونانيها را لاف زن و گزافه گو خوانده است. بايد گفت پورپيرار لاف زن و گزافه گو.

اميد که با اين مختصر به آگاهي پورپيرار از بديهيات تاريخ پي برده باشيد. باشد که آناني که پورپيرار را استاد خطاب مي کنند تنها در راه رسوا کردن خود باشند!

خدا پورپیرار را شفا دهد. آمین!

========================================

اسناد تازه اي درباره تاريخ خليج فارس به انگليسي منتشر شد نوشته «ويليام فلور»

ريتون اشكاني و سکه هاي ساساني در دماوند كشف شدند

آپاداناي شوش(بخش پنجم) بازديد از آپادانا

تناقضات ناصرپورپیرار – بخش اول ( یهود ، شاهنامه و کوروش )

تناقضات ناصر پورپیرار – بخش دوم ( تورات ، کتیبه بیستون و پوریم )

پاسخ به دروغگویی پورپیرار در مورد کاوشگری کعبه زرتشت (PDF)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: